عادت دستیابی

 

به گزارش

خبرگزاری تسنیم، اگر

ترس از شکست مانع از پیشروی شما می‌شود، 7 راه برای بیرون آمدن از این حالت و مقابله  با آن ارائه شده است:

 

1.    توجه کنید که ترس، تنها یک احساس است.

ترس به خودی خود نمی‌تواند به شما آسیب برساند و فقط یک حس است. ترس برای آگاه ساختن ما  از خطرات قریب‌الوقوع است، اما

ترس از شکست هیچ آگاهی‌ای از خطری قریب‌الوقوع به شما نمی‌دهد. تنها از نتیجه‌ای ساختگی در آینده‌ای دور به ما هشدار می‌دهد.

به خارج ازمحدوده‌ی ترس خودقدم گذارید و به ترس‌تان بنگرید. این احساسات  را به عنوان واکنش همیشگی به افکار و باورهای منفی در نظر بگیرید. باور داشته باشید این احساسات به طورموقت تنها درآگاهی‌تان ظهور می‌یابند، اماواقعیت ندارد. هنگامی که شما خود را از ترس‌تان جدا بدانید باعث تضیف این احساس منفی می‌شوید.

 

2.    خطراتی که باعث ترس شما می‌شوند‌ ارزیابی کنید

کمی ترس چندان هم بد نیست.هنگامی که می‌خواهید تغییری ایجاد کنید، هدفی را دنبال کنید یا دنبال رویاهای خود بروید، باید واقع بینانه خطر آن را هم در نظر بگیرید. این کار به کمی تلاش از سوی شما نیاز دارد، البته متناسب با هدف‌تان شاید این هدف به میزان زیادی تلاش از سمت شما نیاز داشته باشد. آگاهی از این موضوع  باعث کاهش ترس‌تان می‌شود.

افرادی را پیدا کنید که  آنچه را شما می‌خواهید انجام دهید، با موفقیت انجام می‌دهند.کاری که آن‌ها برای رسیدن به هدف‌شان انجام داده‌اند را یاد بگیرید. موانع ومشکلاتی که آن‌ها با ید با آن غلبه میکردند را بیابید.مهارت‌های خاص، آموزش‌ها یا منابعی که استفاده می‌کردند را  پیداکنید.

این کار با هم صحبتی با این افراد، مطالعه درباره‌ی آن‌ها، انجام بعضی تحقیقات جانبی و زیاد سوال پرسیدن محقق می‌شود. اگر احساس می‌کنید به آموزش  یا منابع بیش‌تری نیاز دارید، حتما سعی در رفع نیازتان کنید. تفاوت بین شرایط آن‌ها و شرایط خودتان را در نظر بگیرید. همزمان با جمع آوری این اطلاعات به شواهد محکمی دست می‌یابید که درمی‌یابید آیل پذیرفتن این خطر قابل قبول است یا نیست.

بدون آگاهی از کاری که باید انجام دهید میزان شانس موفقیت‌تان و همچنین اینکه میزان شکست‌تان قابل پذیرش است خود را درگیر سرمایه گذاری و یا هدف جدید نکنید.

 

3.    قدم‌های کوچک بردارید

حتی وقتی خطرهای احتمالی را ارزیابی می‌کنید برای اینکه بدانید انتظار چه چیزی را داشته باشید، برای رسیدن به هدفتان کاری انجام دهید. اغلب فکر می‌کنیم اگر کاری را شروع کنیم به آن انجام آن کار محکوم هستیم در نتیجه آن کار را اصلا شروع نمی‌کنیم.

در حالی که می‌توانید بدون به خطر انداختن امنیت‌تان کارهای کوچک و زیادی در جهت رسیدن به هدف‌تان انجام دهید. تنها قدم اول را بردارید تا ترس‌تان کم‌تر شود.

لیستی از کارهایی که احتمال دارد برای رسیدن به هدف‌تان یا شروع کارتان به آن نیاز داشته باشید تهیه کنید. هر کدام از این کارها را به کارهای کوچک‌تر تقسیم کنید. هر روز یک کار یا چند کار را در یک هفته انجام دهید.هر چند هفته یک بار، احساسی که درباره‌ هدف‌تان و اینکه آیا به سعی و کوشش بیشتری برای رسیدن به آن نیاز است را ارزیابی کنید.

به یاد داشته باشید کسب صلاحیت و موفقیتهای کوچک، راه مدیریت کردن

ترس از شکست است. همانطور که با پیش بردن کارها مهارت و علم بیشتری کسب می‌کنید، در مورد امکان موفقیت اعتماد به نفس بیشتری کسب خواهید کرد.

 

4.انتظار داشته باشید ترس‌تان در مواقع سختی تشدید شود

بعضی از کارهایی که برای رسیدن به هدفتان انجام می‌دهید کم خطر هستند. مثلا برای عوض کردن کارتان شروع می‌کنید به جست‌وجوی فرصت‌های دیگر، رزومه‌تان را به روز می‌کنید و در کلاس‌های آموزشی ثبت نام می‌کنید. هیچ کدام از این کارها تهدیدآمیز به نظر نمی‌آیند.

اما زمانی فرا می‌رسید که می‌خواهید از شغل فعلی خود استعفا دهید یا برای گرفتن مدرک خود هزینه‌ی زیادی صرف کنید.  اکنون عهدی می‌بندید که نتایج منفی به بار می‌آورد. در این شرایط خطر بیشتری وجود دارد و

ترس از شکست را بیشتر احساس می‌کنید.

اگر تمام تلاش‌تان را کرده‌اید، جوانب مثبت و منفی کار را در نظر گرفته‌اید، در پی مشاوره و بازخورد از دیگران بوده‌اید و همه‌ی علائم به سمت اقدام کردن نشانه رفته‌اند، درنتیجه باید خلاف ترس‌تان عمل کنید. من این لحظه را با شرایط کودکی که در بلندی‌ای برای پرش در استخر ایستاده است برابر می‌دانم که تصمیم بگیرد بپرد یا نه. شما کودکان دیگر را می‌بینید که این کار را انجام می‌دهند و نجات میابند. حالا نوبت شماست.

این همان لحظه‌ایست که باید نفس‌تان را حبس کنید، چشمانتان را ببندید و بپرید. این به عزم و اراده شما بستگی دارد تا هنگامی که تمام وجودتان یک صدا فریاد می‌زند ادامه ندهید، شما به سمت جلو خیز بردارید. تمام افرادی که  موفقیتی کسب کردند و به هدف‌شان رسیدند این لحظه را تجربه کرده‌اند.

بترسید اما به هر نحوی که شده آن کار را انجام دهید.

 

5.    درک‌تان را از موفقیت و شکست تغییر دهید

به نظر می‌رسد افراد موفق به سهولت به موفقیت می‌رسند.اما اگر به واقعیت بنگرید متوجه می‌شویم که  این افراد برای هر موفقیتی با شکست‌هایی مواجه بوده‌اند.

در واقع شکست لازمه‌ی پیروزی است. موفقیت واقعی بر اساس اطلاعات و تجربیاتی است که از شکست به دست می‌آید.

به جای اینکه شکست را طوری جلوه دهید که گویی مرتکب جرمی شده‌اید یا با شکست‌تان در مورد توانایی‌تان نظر دهید، انتظار شکست را داشته باشید و آن را به عنوان بخشی از سفرتان به سوی موفقیت در نظر بگیرید. البته، همه‌ی ما می‌خواهیم بدون رفتن در مسیرهای  دشوار و ناخوشایند به موفقیت برسیم که این موضوع به ندرت اتفاق می‌افتد. متغییرها و چالش‌های غیر منتظره‌ی زیادی وجود دارند که با آن‌ها مواجه می‌شویم.

موفقیت واقعی بیشتر به دیدگاه شما از مسیر بستگی دارد تا نتیجه‌ی نهایی. اگر دیدتان به زندگی دیده ماجراجویانه و هر روزتان به عنوان مقصد است، پس مشکل زیادی برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ نخواهد بود چون شما مسیر بعدی را پیش‌بینی می‌کنید.

هر روز از خودتان بپرسید:«آیا کاری که قرار بود امروز انجام دهم، انجام داده‌ام؟ آیا لذت برده‌ام؟ آیا چیزی آموخته‌ام؟»

تا انجا که می‌توانید روزهایی را خلق کنید که بتوانید به این سوالات پاسخ مثبت دهید و این چنین در زندگی موفق می‌شوید.

 

6.    اطراف خود را پر از مسائل مثبت کنید

همواره در زندگی‌تان افرادی خواهند بود که سد راه‌تان شوند. کسانی که به شما از عذاب و دل تنگی هشدار می‌دهند همان کسانی که از تغییرات مثبت شما احساس خطر می‌کنند.

ممکن است افرادی ازدوستان یا خانوادتان باشند که حضورشان به تنهایی انرژی منفی ایجاد کند. دیدگاه منفی آن‌ها، دید محدودشان به جهان یا ترس‌های شخصی‌شان ممکن است شما را آلوده کند و انگیزه و اعتماد بنفس‌تان را از بین ببرد.

در حالی که سعی می‌کنید بر ترس‌تان غلبه کنید و به هدفتان برسید، زمانی را که با این افراد سپری می‌کنید محدود کنید. اگر مجبورهستید با این افراد وقت بگذرانید، از آن‌ها بخواهید از جملات مثبت و حمایت کننده استفاده کنند و یا اگر نمی‌توانند مثبت باشند در مورد اهداف شما کلا اظهار نظر نکنند.

دنبال افراد هدف گرا، هم‌نظر با خود و مثبت اندیش باشید که به پیشرفت‌تان کمک کنند و برای کارتان الهام‌بخش باشند .

جلسات، انجمن‌ها، کنفرانس‌ها و رویدادها را بیابید تا با اینگونه افراد تعامل داشته باشید. به پادکست‌های نشاط بخش و مثبت وهمچنین به برنامه‌ی تد گوش دهید  که با هداف‌تان مرتبط است و کتاب‌های الهام‌بخش بخوانید. هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا در مثبت بودن غوطه‌ور شوید.

 

7.    افکار خود را به مبارزه بطلبید

قبلا اشاره کردیم که ترس محصول منفی‌اندیشی است. هرچه بیشتر درمورد احتمال شکست و «نکند اگرها» تفکر کنید، بیشتر احساس ترس می‌کنید.

اگر برای بررسی افکار منفی و ترسناک‌تان وقت صرف کنید، متوجه خواهید شد تعداد کمی از آن‌ها حقیقت دارند یا اصلا حقیقت ندارند. چقدر احتمال دارد همه چیز را از دست دهید، یا کاملا ترد شوید، یا واقعا از پس انجام کاری بر نیایید؟

نگذارید افکارتان بدون اجازه‌ی شما پراکنده شوند. افکارتان را دوباره چک کنید، ترس را از آن جدا کنید تا با حقیقت افکارتان مواجه شوید. اکنون می‌توانید ترس‌تان را مدیریت کنید و حتی آن را از بین ببرید. این فرایندی است که هنگامی که افکارتان می‌خواهند کنترل‌تان کنند باید بارها انجامش دهید. اما شما باید کنترل افکارتان را به دست بگیرید تا ترستان را بیشتر نکنند.

ترس از شکست نباید شما را از دستاوردها  و موفقیت باز دارد. اگرچه همیشه تا حدودی ظاهر می‌شود، اما می‌توان تا حدی

ترس از شکست را مدیریت و کنترل کرد تا شما بتوانید برای رسیدن به اهداف‌تان اقدامی انجام دهید.

ارزیابی خطرهایی که با آن مواجه‌اید، رسیدن به موفقیت‌های کوچک و کسب مهارت، به شما این انگیزه و انرژی را می‌دهد تا به جلو حرکت کنید و همین رویه را پیش گیرید.

آیا از شکست خوردن می‌ترسید؟ آیا به نظرتان این ترس منطقی و بجاست یا به علت منفی اندیشی و شک به خود است؟ لطفا تجربه‌تان را در قسمت «نظردهید» با ما به اشتراک بگذارید.

 

منبع:

سایت خبرگزاری تسنیم

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: انجام ,شکست ,دهید ,می‌کنید ,موفقیت ,مثبت ,برای رسیدن ,انجام دهید ,داشته باشید ,بیشتر احساس ,موفقیت واقعی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

بدون تجربه‌ی اولین شکست، شما هیچ‌گاه به موفقیت نخواهدرسید. هر کارآفرینی را که سراغ بگیرید می‌بینید که مدام با

ترس از شکست در حال سر و کله زدن‌است. احساس ترس را می‌توان یک مشکل به‌حساب آورد، چون ترس می‌تواند به مرور بر همه‌چیز در زندگی تاثیر منفی بگذارد؛ بهره‌وری شما را پایین بیاورد، رویاهایتان را خراب ‌کند و شما را از ساختن کسب و کاری که دوست دارید باز ‌دارد. ترس لذت زندگی را می‌رباید. برای موفقیت در کارآفرینی، هرطوری هست باید بر

ترس از شکست فائق آمد.


کارآفرینان موفق معمولاً انسان‌های بی‌پروایی هستند که از هیچ، کسب و کاری بنا می‌کنند، صنایع را به هم می‌ریزند، رسم و رسوم قراردادی را متحول می‌کنند، فرهنگ‌ جدید شکل می‌دهند و زندگی‌ مردم را بهتر می‌کنند. ما دندانهایمان را به هم فشار می‌دهیم، تمام توانمان را جمع می‌کنیم، ذهنمان را متمرکز می‌کنیم و تغییر ایجاد می‌کنیم.

و گاهی می‌ترسیم!

برای انجام‌دادن کارهای بزرگ باید بر ترس خود غلبه کنید. ترس یک مشکل یا مساله مربوط به کسب و کار نیست. نمی‌توانید با خرج‌کردن پول بیشتر یا ساعات اضافی کارکردن یا خرید یک نرم‌افزار یا حتی برون‌سپاری امور این مشکل را برطرف نمائید.

غلبه بر

ترس از شکست راه‌های مختلفی دارد که در ادامه به چهار روش اثربخش از بین آن‌ها اشاره می‌شود:

۱. باور قلبی اینکه شکست به هرحال اتفاق می‌افتد.

ما از موضوعات ناشناخته می‌ترسیم. فکر اینکه آیا نتیجه‌ی کارآفرینی ما به موفقیت کسب و کارمان ختم می‌شود یا شکست در انتظار ماست؟ فکرکردن به این‌که آیا همه‌ی انرژی من یک‌جایی به اتمام خواهدرسید یا می‌توانم از این کارزار کسب و کار جان سالم به‌در ببرم؟ چقدر سود یا ضرر مالی در انتظار من است؟

برای برطرف کردن ترس خود، بیایید عامل ناشناخته‌ای که باعث بوجود آمدن احساس ترس می‌شود را از سر راه برداریم؛ چگونه؟ برای خود ایمان قلبی ایجاد کنید که شما بالاخره شکست خواهیدخورد.

ما باید طرزفکرمان نسبت به شکست را اصلاح کنیم. ممکن است شما در شروع راه‌اندازی یک شرکت یا جذب سرمایه شکست خورده باشید، اما همیشه باید به چیزی که در این راه به‌دست آوردید نگاه کنید. شما بعد از تجربه‌ی شکست، یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر هستید. درس‌های باارزشی فرا گرفته‌اید و تجربه و دانش بیشتری به‌دست آورده‌اید.

توماس ادیسون گفت: "من مسیرم به موفقیت را با شکست هموار کردم." تپه‌ای از شکست می‌تواند به کوهی از موفقیت تبدیل شود. پس به میدان بروید و شکست بخورید! حتی از آن بهتر، تا جایی که می‌توانید سریع‌تر و زودتر شکست بخورید.

شکست موقتی است، اما موفقیت دائمی است. به جای برگشتن و فرار از شکست به سوی آن بدوید. اطمینان داشته‌باشید که شما به سمت فاجعه نمی‌دوید؛ به سمت موفقیت می‌دوید!

۲. علت اصلی ترس خود را بیابید و آن را برطرف کنید.

وقتی ما از شکست می‌ترسیم در نقطه‌ای حیاتی از پیشرفت هستیم. پیش خود اعتراف می‌کنیم که یک چیزی، یک قدرتی از ما بزرگتر است. در این مورد خاص، آن قدرت بزرگتر، ترس ماست!

یک قدم به عقب بردارید و از خود این سؤال را بپرسید: "من واقعاً از چه می‌ترسم؟"

ترس، یک پاسخ دقیق و روشن برای این سوال نیست. چیز بیشتری وجود دارد؛ یک موضوع مستحکم.

به فکرکردن ادامه دهید و هر آنچه باعث ترس شما می‌شود را لیست کنید:

"من می‌ترسم که به قدر کافی سرمایه جذب نکنیم."

"من می‌ترسم بهینه‌سازی موتور جستجو را خراب کنم."

"من می‌ترسم تولیدکننده‌ها به ضرب‌العجل تولید نرسند."

"من از نداشتن شبکه‌ی ارتباطی گسترده می‌ترسم."

"من می‌ترسم بازاریابی محتوایم به‌دردنخور باشد."

خب! الان کمی بهتر شد. حالا سعی کنید ترس‌هایتان را به اهداف واقعی خود در کارآفرینی و چالش‌های محکم مسیر، مرتبط کنید.

کار ساده‌ای نیست و به تمرین نیاز دارد. ولی زمانی که یادگرفتید منشا ترس خود را بیابید راحت‌تر می‌توانید آن‌را برطرف کنید.

مرتبط:  چگونه با غلبه بر ترس افراد آن‌ها را به حامیان ایده‌های خود تبدیل کنید؟

۳. هرگز از پیگیری اهداف خود دست نکشید.

ترس شما هرگز نباید اهدافتان را از بین ببرد یا تحت‌تاثیر قراردهد. به همان نسبت که ترس شما بزرگ و واقعی به‌نظرتان می‌رسد، رویاها و اهدافتان هم بزرگ و واقعی هستند؛ پس کوتاه نیائید.

وقتی بپذیرید شکست وجود دارد و به‌هرحال ممکن است پیش بیاید، خیلی زودتر، برنامه‌ای برای دوباره برخاستن تدارک می‌بینید. حتی کسب و کاری دیگر برای شروعی مجدد! هدفی دیگر برای دست‌یابی و چالشی متفاوت برای غلبه‌کردن!

وقتی به این باور برسید، حتی اگر بدترین ترس‌هایتان تبدیل به واقعیت بشوند، همیشه هدفی برای پیگیری خواهید داشت.

۴. کاری را که از آن می‌ترسید انجام دهید.

"آنچه می‌ترسید انجام دهید و ترس ناپدید خواهدشد." (David Joseph Schwartz)

وقتی همان کاری که از آن می‌ترسید را انجام می‌دهید ترس فرارمی‌کند.

از شکست می‌ترسید؟ پس بروید و شکست بخورید!

ما معمولاً به طرز عجیبی از همان چیزی که بیشتر می‌خواهیم، بیشتر می‌ترسیم. اگر تنها باور کنیم که روی دیگر ترس ما موفقیت است آن‌گاه تمایل بیشتری برای انجام آنچه از آن می‌ترسیم خواهیم داشت.

البته گفتن این حرف‌ها و نوشتن این موارد از انجام آن‌ها خیلی راحت‌تر است. اساساً انجام دادن هرگز کار آسانی نیست؛ اما پرپاداش است!

 

منبع:

سایت روزآفرین


ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,موفقیت ,انجام ,می‌ترسم ,می‌ترسیم ,کاری ,شکست بخورید ,انجام دهید ,می‌ترسید انجام ,دیگر برای ,برطرف کنید
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

شکست جزئی از زندگی همه انسان هاست. هرچه خود را بیشتر در معرض دنیای بیرون قرار دهید دستاوردهای بیشتری خواهید داشت و صدالبته ریسک

شکست هم بیشتر می شود. اگر تمام تلاشمان این باشد که بهترین خود باشیم احتمالا بارها شکست خواهیم خورد تا به اهدافمان برسیم.  این همان مسیر

یادگیری است.

انسان های موفق همانقدر که موفقیتهای  فروانی در زندگی خود دارند، خیلی وقتها شکست هم خورده اند که حتی ممکن است قابل شمارش هم نباشد. به نظر غیر ممکن است که بخواهیم  یک شخص بالغ یا رهبر باشیم و با شکست در همان سطوح اولیه مواجه نشویم.
هر چه از شکست بیشتر بترسیم، بیشتر میتواند بر ما غلبه کند و ما را از تلاش برای

دستیابی به اهداف و دستاوردهای جدید باز دارد. پس تجربه کردن چیزهای جدید و حرکت روبه جلو داشتن نکته ای است که ما را به سمت بزرگترین موفقیت ها هدایت می کند.
خوب، در اینجا حق انتخاب دارید. آیا دوست دارید یک زندگی کوچک معمولی داشته و از شکستی که در گوشه ای نشسته و منتظر شماست بترسید؟ و یا اینکه از شانس ها استفاده کرده

شکست را تجربه کنید و شهامت داشته باشید تا ورای بدترین کابوس های دنیای خود، به زندگی کردن ادامه دهید؟

در اینجا چهار روش به شما معرفی میکنیم تا بر

ترس از شکست غلبه کنید. در ادامه با اسکیل ما همراه باشید.


1. به این فکر کنید که شکست هم جزئی از زندگی نرمال شماست
این اصطلاح که "هرچیزی که به آن اصرار دارید، باقی می ماند" در بسیاری از بخش های زندگی ما صادق می باشد. بخش مهمی از یادگیری این است که بدانید قرار نیست در همان نوبت نخست همه چیز را یادبگیرید. به شکست به عنوان  یک بخش تاثیر گذار در هر تجربه جدید خود نگاه کنید. هرچه سریعتر نسبت به شکست آسان بگیرید به احتمال بیشتری استرس کمتر و موفقیت بیشتری  را تجربه خواهید کرد.


2. این را بدانید که شما بخاطر هیچ نگران هستید
خیلی وقتها افراد نگران شکست های خیالی هستند و به همین دلیل تصمیم می گیرند دست از اقدام بکشند. هزینه چیزی که مطابق برنامه پیش نرود شاید خارج از صبر و تحمل باشد. به خاطر داشته باشید که اکثر چیزهای که ما بخاطر آن نگران هستیم هیچ وقت اتفاق نمی افتند. پس ترس های خود را بشناسید آنها را کنار بگذارید و اجازه ندهید شما را از انجام چیزی که می خواهید بازدارد.


3. تامل کنید
به خود زمان بدهید تا بر اشتباهاتی که مرتکب شده اید تامل کنید. از موقعیتی که در آن قرار دارید نکاتی را فرا بگیرید و سپس به حرکت خود ادامه دهید. دست از سخت گیری نسبت به خود بردارید چرا که  انرژی های ارزشمند خود را بر سر س بی مورد و آنالیز افراطی از دست می دهید. اگر ذهنتان نسبت به اتفاقاتی که افتاده است زیاد درگیر است به خود بگوید ایست، از این افکار دست بردار و ادامه بده. ممکن است مجبور باشید 50 بار این را تکرار کنید اما سرانجام ذهنتان به جلو پیش می رود.


4. به خود ایمان داشته باشید 
اعتماد به خود مهمترین درسی است که می توان درباره شکست داشت. برخی از فرصت ها بدست نمی آیند. این به معنای یک شکست کامل نیست بلکه آن فرصتهای مورد نظر فقط در زمان مناسب یا موقعیت مناسب پیش نیامده اند. جامع نگر باشید. به گذشته زندگی خود نگاهی بیاندازید، فرصت هایی میبینید که بهترین نحو استفاده شده اند علی رغم اینکه فراز و نشیب هایی در راه آنها رخ داده است. کار خود را به بهترین نحو انجام دهید، خود را به طور تمام و کمال در این راه قرار دهید و ایمان داشته باشید که زندگی فرصت ها و انسان هایی در سر راه شما می گذارد که اثرات عمیقی بر همه بخش های زندگی شما می گذارد.

بسیاری از تصمیمات در کسب وکارها از دیدگاه کیفی سورت می گیرند. گاهی اوقات ایده هایی که عملی نمی شوند ایده های بدی نیستند فقط در موقعیت و زمان خود طنین انداز نشده اند. اگر همچین موقعیتی را تجربه کرده اید بهترین کار این است که خود را جمع و جور کنید و به تلاش کردن ادامه دهید. این کار قعطا مطمئین ترین مسیر برای موفقیت است که خیلی آن را تجربه کرده اند.

 

منبع:

سایت اسکیل ما

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,زندگی ,تجربه ,داشته ,دهید ,هایی ,داشته باشید ,تجربه کرده ,ایمان داشته ,کردن ادامه ,قرار دهید
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

ترس از شکست واکنش دفاعی ذهن است برای محافظت از ما در مقابل تهدیدهای «درک‌شده». ذهن ما برای محافظت‌مان از هر تهدید عینی و فیزیکی مانند حیوانات وحشی طراحی شده است. همان کارکردی که در برابر شیر جنگل از ما محافظت می‌کند،‌ هنگام رویارویی با ریسک و خارج‌شدن از دایره‌ی امن‌مان واکنش نشان می‌دهد، مانعِ عمل‌کردن می‌شود و ما را محدود می‌کند. نکته اینجاست که عملکرد مغز ما برای مقابله با تهدید در جداسازی تهدیدهای فیزیکی از تهدیدها و مخاطرات «درک‌شده» چندان خوب نیست.

ترس از شکست واکنشی دفاعی است که همیشه نتایج مثبتی به همراه ندارد! در این مطلب به شما می‌گوییم چطور با ترس از شکست مقابله کنید.


در دوران مدرسه، مربی ورزش ما که معلمی مادرزاد بود در قالب قواعد و تمرین‌های ورزشی، به‌ ما درس زندگی می‌داد. ما باید برای نخستین بار، یک حرکت جدید هاکی را که حتی برای حرفه‌ای‌ها هم دشوار بود،‌ تمرین می‌کردیم. ما که می‌خواستیم خودی نشان بدهیم، با احتیاط تمام تلاش‌مان را کردیم و بدون اینکه زمین بخوریم، حرکت را انجام دادیم. اما در پایان کار مربی راضی نبود. «یه بار دیگه!» واکنش او بود. به‌نظر او کار ما اشتباه بوده، زیرا می‌خواستیم آن را بی‌نقص انجام دهیم! و اگر زمین نخوردیم یعنی به‌اندازه‌ی کافی تلاش نکرده‌ایم. دفعه‌ی بعد همه‌ی ما زمین خوردیم.

هدف این بود که فراتر از توانایی‌هایمان برویم و ما این‌کار را کردیم، در نتیجه افتادیم و نقش زمین شدیم. با گذر زمان هنوز هم زمین می‌خوریم اما متوجه پیشرفت‌مان می‌شویم. در آغاز کار،

ترس ما از شکست، مربی‌مان را تحت‌تأثیر قرار نداد، زیرا شکست واقعی درجا زدن و پیشرفت نکردن است.

«دایره‌ی امن» تنها یک عبارت نیست؛ تلاش برای گذر از مرزهای آن، محرک‌های عصبی سیستم تهدید را فعال می‌کند. دایره‌ی امن شما به‌طور ذاتی مرزهای تحریک‌کننده‌ی این سیستم را تعیین می‌کند. درون دایره احساس امنیت می‌کنید. وقتی تصمیم به خروج از آن بگیرید، هشدار رویارویی با تهدید دریافت می‌کنید. ذهن‌تان همان‌ کاری را می‌کند که برایش ساخته شده است: حفاظت از شما با پیام هشدار در برابر ریسک‌های درک‌شده، ناشناخته‌ها و موارد ناآشنا.

مقابله با ترس از شکست

ذهن ما در روند تکامل و هنگامی‌که دایره‌ی امن ما محدود به قبیله‌مان بود، در محافظت از تهدیدها خوب عمل می‌کرد. آن زمان، مخاطرات و ناشناخته‌ها، تهدیدهایی واقعی برای امنیت ما بودند. امروزه مخاطرات نه امنیت فیزیکی بلکه امنیت احساسی ما را تهدید می‌کنند. با این‌ حال واکنش ما هنوز یکسان است، ترس در رگ‌هایمان سرازیر می‌شود، فلج می‌شویم و نمی‌توانیم فکر کنیم.

با گسترش دایره‌ی امن‌تان حتی به‌ مقدار ناچیز، مرز‌ها و عوامل محرک ترس را بازتعریف می‌کنید و به‌تدریج دایره‌ی امن بزرگ‌تری پیدا می‌کنید. با انجام حرکت ورزشی بدون اینکه زمین بخوریم، در واقع درون دایره‌ی امن‌مان حرکت می‌کردیم. مربی‌مان می‌دانست که ما درون این دایره رشد نخواهیم کرد! هنگامی‌که زمین‌خوردن را به جان خریدیم، مرزهای آسایش‌مان را توسعه دادیم. در واقع شکست به هدف تبدیل شد. افتادن به‌معنای موفقیت بود! ما زمین خوردیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم، تا بتوانیم مرزهای دایره‌ی امن‌مان را گسترش بدهیم.

این‌گونه است که می‌توانیم بر ترس‌مان از شکست غلبه کنیم.

شکست را بازتعریف کنید
شکست یعنی چه؟ شکست تنها هنگامی به‌راستی شکست است که از آن درس نگیرید. شرکت‌های بزرگ بسیاری از جمله فیسبوک (مانند پروژه‌ی Beacon و Poke) بارها شکست خورده‌اند. در حقیقت دلیل موفقیت آنها شکست‌هایشان است. شعاری معروف در میان استارتاپ های «سیلی ولی» وجود دارد: «اگر سریع‌تر شکست بخوری، سریع‌تر پیشرفت می‌کنی!» فیسبوک می‌داند بزرگ‌ترین شکست، گذر نکردن از محدودیت‌هاست و اینکه بدون تغییر، خلق کردن و ریسک پذیری دچار مرگ تدریجی می‌شود. مثل معروفی در دنیای فروش و بازاریابی می‌گوید:

هر پاسخ «نه» ما را یک گام به پاسخ «بله» نزدیک‌تر می‌کند.

بیشتر وقت‌ها شکست آن‌چیزی نیست که ما فکر می‌کنیم. پس «نه»ها را با آغوش باز بپذیرید و سعی کنید راه پیشروی را پیدا کنید. «نه»ها روزی به «بله» تبدیل می‌شوند و شما به‌تدریج و بی‌تردید پیشرفت می‌کنید.

ترس‌تان را بشناسید
برای مقابله با ترس از شکست ترستان را بشناسید

دقیقا از چه می‌ترسید؟ همه‌ی آدم‌ها از چیزهای جدید، ریسک‌پذیری، تغییر و رشدکردن نمی‌ترسند.

ترس از شکست از آنجا ریشه می‌گیرد که ما بدترین نتیجه را تصور می‌کنیم، به‌شکلی غیرمنطقی خواهان نتیجه‌ی بی‌نقص یا به‌شدت نگران رد‌شدن هستیم. اما به‌راستی بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد، چیست؟ تصور می‌کنید در صورت شروع کسب و کار جدید و شکست آن همه‌چیز را از دست خواهید داد. آیا دوستان و عزیزان‌تان را هم از دست می‌دهید؟ آیا خانواده‌تان دیگر در کنارتان نخواهند بود؟ آیا ابتکار و نیرویی که به آغاز کسب‌وکار ترغیب‌تان کرد، از بین می‌رود؟

خود من پس از راه‌اندازی کسب‌وکارم، در بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ همه‌چیز را از دست دادم. به‌شدت بدهکار و بیکار بودم؛ آن هم در بدترین شرایط بازار کار پس از رکود اقتصادی دهه‌ی ۱۹۳۰. با وجود این شکست، دست از تلاش برنداشتم تا اینکه سرانجام در شرکتی معتبر به‌عنوان سرپرست فروش استخدام شدم. خُب در واقع بدترین تصورات ما هرگز به واقعیت تبدیل نمی‌شوند.

با اعتمادبه‌نفس ترس را کنار بزنید
دنیا به کام کسانی است که با اعتماد به نفس عمل می‌کنند. هیچ‌کس به‌دنبال تماشای شکست شما نیست اما اگر با اعتمادبه‌نفس و اطمینان گام بردارید، دنیا پشتیبان‌تان خواهد بود. اتفاقات خوبی می‌افتد و زمینه‌ها و فرصت‌های مناسب آشکار می‌شوند. البته فرهنگ‌های مختلف، نگاه متفاوتی به این موضوع دارند. در برخی کشورها وقتی کسی از ایده‌ی نوی خود برای کسب‌وکار صحبت می‌کند، دیگران از ناممکن و خارج از دسترس بودن آن می‌گویند. در مقابل، در فرهنگ‌های دیگر، افراد معمولا با تحسین و تشویق از ایده‌ حمایت و فرد موردنظر را تشویق می‌کنند و به او کمک از طریق معرفی دوستان و آشنایان و روش‌های دیگر را پیشنهاد می‌دهند.

گام‌به‌گام پیش بروید
برای مقابله با

ترس از شکست گام به گام پیش بروید

یکی دیگر از دلایل

ترس از شکست تمرکز بر سختی و بزرگی چالش پیشِ‌رو است. وقتی از پای کوه به قله‌ی اورست نگاه می‌کنید، به‌نظرتان چنان پرابهت می‌رسد که گویی فتح‌ناپذیر است؛ طوفان، سرمای منفی ۵۰‌ درجه و محیط سخت و خشک را هم اضافه کنید. با این‌ حال صدها نفر از جمله کوهنوردان غیرحرفه‌ای قله‌ی اورست را فتح کرده‌اند. همه‌ی آنها مسیر را یک‌جور آغاز کرده‌اند: با برداشتن نخستین گام به‌سوی قله. شاید کلیشه‌ای به‌نظر برسد اما رفتارهای ما تبدیل به عادت می‌شوند. گام‌های کوچک به‌تدریج شما را پیش می‌رانند و پس از مدتی هدف در دسترس خواهد بود.

خیلی ساده، توجهی به ترس نکنید
یکی از راه‌های غلبه بر

ترس از شکست این است که به ترس‌تان توجه نکنید. موج‌سوارهای حرفه‌ای به سوی موج‌هایی به بلندی ساختمان ۵ طبقه که نیرویی سهمگین و ویرانگر دارند، شنا می‌کنند. نترسیدن از این موج‌ها ناممکن است. برای مقابله با این ترس فلج‌کننده‌ که باعث می‌شود هیچ‌وقت به سمت این موج‌ها نروند، موج‌سوارهای حرفه‌ای از نگاه‌کردن به نقطه‌ی برخورد اجتناب می‌کنند. ما در زندگی ترس‌های زیادی داریم؛ درحالی‌که می‌توانیم مستقیما به برخی خیره شویم و بهشان غلبه کنیم، باید نگاه‌مان را از برخی دیگر بیم.

در زمینه‌های دیگر خود را به چالش بکشید
برای غلبه بر

ترس از شکست خود را در زمینه های مختلف به چالش بکشید

در زمینه‌های دیگر، فراتر از دامنه‌ای که به‌دنبال پیشرفت در آن هستید، خود را به چالش بکشید. می‌دانید چرا ورزش سه‌گانه، دویدن در گل و دو استقامت این‌قدر پرطرفدارند؟ چون مردم دوست دارند محدودیت‌هایشان را پشت سر بگذارند و ببینند چند مرده حلاجند! شما اراده می‌کنید و پیش‌ می‌روید. وقتی با موفقیت به اهداف‌تان در زمینه‌ای خاص دست یافتید، متوجه می‌شوید می‌توانید با به‌کارگیری همان مهارت‌ها و پشتکار در زمینه‌های دیگر هم موفق شوید. وقتی بدانید می‌توانید در دو استقامت شرکت کنید، می‌فهمید می‌توانید با آموزش و نگرشی درست از عهده‌ی مجموعه‌ای از کارهای متنوع دیگر هم بر بیایید.

از شکست نترسید. از این بترسید که سال بعد هم دقیقا همین‌جایی باشید که الان هستید!

‌آدم نترس افسانه‌ای بیش نیست!
افراد موفق نترس و شگفت‌انگیز به‌نظر می‌رسند اما این چیزی است که دیگران می‌بینند. آدم‌های موفق هم در آغاز، معمولی بودند و با ترکیبی از تمرین، تلاش و زحمت به موفقیت دست یافته‌اند. افسانه‌ی آدم‌های نترس خیلی‌ از ما را محدود می‌کند، زیرا باور داریم برای موفق بودن باید نترس و به‌طور ذاتی شگفت‌انگیز باشیم. شجاعت به معنای نترسیدن نیست بلکه یعنی با وجود ترس‌هایمان، با آنها روبه‌رو شویم و از عمل‌کردن دست نکشیم؛ یعنی خود را به چالش بکشیم، در موقعیت‌ رویارویی با ترس‌هایمان قرار بگیریم و سرانجام با آنها روبه‌رو شویم. ترس برای هر انسانی طبیعی، اجتناب‌ناپذیر و یکی از ویژگی‌های انسانی ما است. ترس در وجود همه‌ی ماست. هیچ‌کس به‌تمامی بدون ترس زندگی نمی‌کند اما برخی یاد گرفته‌اند ترس‌شان را در آغوش بگیرند.

 

منبع:

سایت چطور

 

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,می‌کنید ,مقابله ,دایره‌ی ,زمین ,می‌کند ,دایره‌ی امن‌مان ,قله‌ی اورست ,موج‌سوارهای حرفه‌ای ,زمینه‌های دیگر ,روبه‌رو شویم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

با استفاده از محصول آموزشی بترسید و پیشرفت کنید دیگر ترس مانعی برای پیشرفت شما در زندگی نخواهد بود. در این محصول همان شیوه‌ای را یاد می‌گیرید که کارآفرینان بزرگ از آن استفاده می‌کنند و با وجود ترس به موفقیت‌های بی‌نظیری می‌رسند.

نوع محصول: دانلودی | زمان تحویل: بلافاصله بعد از خرید (لینک‌های دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد)

مخاطبان دوره: ۱) کسانی که می‌خواهند کسب‌وکارشان را راه بیندازند ۲) کسانی که همین الان کسب‌وکاری دارند ۳) کسانی که تاکنون ترس مانع پیشرفتشان بوده است

محتویات دوره: بیش از ۲٫۵ ساعت فایل آموزشی ویدیویی + پنج فایل صوتی + پنج دستورالعمل پی دی اف (جمعاً ۱۵ فایل)

پیش نیاز استفاده از این دوره: دسترسی به رایانه شخصی یا گوشی موبایل

 

======================================

بعد از تهیه محصول آموزشی بترسید و پیشرفت کنید چه چیزی به دست می آورم؟

 

بلافاصله پس از خرید به لینک دانلودها دسترسی خواهید داشت. ضمن اینکه لینک دانلود تمامی موارد زیر به ایمیل شما ارسال می گردد و یا می توانید  از طریق گزینه حساب من در منوی 

ثبت‌نام/ورود کاربران خود قسمت دانلودهای من فایل ها را دریافت نمایید. 

  • فیلم‌های آموزشی محصول با کیفیت بالا شامل ۳ ویدیو (جمعاً ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه)
  • فیلم‌های هدیه (دو سخنرانی با زیرنویس) شامل ۲ ویدیو (جمعاً ۳۰ دقیقه)
  • فایل‌های صوتی شامل ۵ فایل (۳ فایل تبدیل شده از فایل ویدیویی) و ۲ فایل دستورالعمل (راهنمای عبارات تأکیدی و تصویرسازی ذهنی)
  • دستورالعمل PDF تکنیک‌های آموزش داده شده شامل ۵ فایل
  • آپدیت محصول که در زمان آپدیت به ایمیل شما ارسال می شود

 

نمونه‌ای از محصول آموزشی بترسید و پیشرفت کنید را در ویدیوی زیر تماشا کنید

 

 

 

 

 

برای دریافت کد تخفیف خرید محصول به سایت مراجعه کنید

 

https://dastyabi.com

 

 بخشی از این محصول را از اینجا گوش کنید

 

 

 

 

 

 

می‌خواهم این محصول آموزشی را تهیه کنم

 


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: محصول ,فایل ,آموزشی ,پیشرفت ,دستورالعمل ,بترسید ,محصول آموزشی ,پیشرفت کنید ,ویدیو جمعاً ,آموزشی بترسید ,محصول آموزشی بترسید
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

چطور کارآفرین شوم :داستان من

چطور کارآفرین شوم. در دو سالی که از شغل قبلی‌ام بیرون آمده بودم این سؤال فکر و ذکرم را مشغول کرده بود. هر مطلبی را می‌خواندم و در هر کلاسی که می‌توانستم شرکت می‌کردم تا بفهمم چطور کارآفرین شوم.

تصورم این بود که کارآفرینی به سرمایه، امکانات و دانش فنی بالایی نیاز دارد. به همین خاطر به خودم می‌گفتم برای اینکه کارآفرین شوی باید اول دانش بالایی کسب کنی.

ساعت‌ها زیادی را صرف یادگیری دانش کسب‌وکار کردم. اما از جایی به بعد احساس کردم پاسخ سؤالاتم در کلاس‌ها و استارتاپ ویکندها و رویدادهایی که شرکت می‌کنم، نیست. انگار چیزی به من می‌گفت دارم مسیر را اشتباه می‌روم.

چیزی که نیاز داشتم شنیدن حرف‌های یک کارآفرین موفق بود. خوشبختانه این فرصت در یکی از سمینارهایی که شرکت کرده بودم فراهم شد.

جالب است بدانید آن شخص سن و سالش از من خیلی کمتر بود، شاید نصف من هم دانش فنی نداشت و از نظر سرمایه و امکانات هم خیلی وضعش از من بهتر نبود. اما توانسته بود کسب‌وکارش را راه بیندازد و در مدت کوتاهی به درآمد فعال برسد.

وقتی به خانه رفتم. دوباره سؤالم را در ذهنم مرور کردم. چطور کارآفرین شوم. حرف‌های آن شخص کارآفرین را در ذهنم مرور کنم. انگار چیزی مثل لامپ در ذهنم روشن شد. چیز مهمی را کشف کرده بودم.

راز موفقیت افراد موفق داشتن ایده چطور کارآفرین شوم

کشف مهم من چه بود؟

فهمیدم چیزی که آن فرد کارآفرین را از من و به طور کلی کارآفرینان موفق را از بقیه افراد معمولی متفاوت می‌سازد، ذهنیت آن‌ها به کارآفرینی است. آن فرد به گونه متفاوتی می‌اندیشید، در نتیجه به گونه متفاوتی هم رفتار می‌کرد.

برای اینکه از درستی کشفم مطمئن شوم، زندگی‌نامه 

کارآفرینان موفق را خواندم. با تعداد دیگری از کارآفرینان موفق صحبت کردم. در نهایت متوجه شدم:

«اکثر کارآفرینان به همان سرمایه و امکانات و دانش فنی دسترسی دارند که بقیه افراد دارند. چیزی که آن‌ها را از بقیه متفاوت می‌سازد، ذهنیت آنهاست. کارآفرین به شیوه متفاوتی می‌اندیشد. او باورهای متفاوتی با آدم‌های معمولی دارد. همین ویژگی است که باعث می‌شود حتی با داشتن سرمایه، امکانات و دانش فنی پایین‌تر در جایگاه بالاتری از بقیه قرار بگیرد»

عجیب است، اینطور نیست؟

بله به شما حق می‌دهم تعجب کنید.

اول به این موضوع دقت کنید که وقتی دارید این جمله را می‌خوانید چطور کارآفرین شوم در واقع دارید آن را در ذهنتان ساخته و پرداخته می‌کنید. این ذهن شماست که سؤال می‌پرسد. خیلی از افراد از خودشان نمی‌پرسند چطور کارآفرین شوم بلکه می‌پرسند مگر من هم می‌توانم کارآفرین شوم؟ طبیعی است که وقتی از همان اول در موضوعی تردید می‌کنید و توانمندی‌های خودتان را زیر سؤال می‌برید بعید است بتوانید آن را به واقعیت تبدیل کنید.

احساسات منفی کارآفرین چطور کارآفرین شوم

حالا باید چه کرد؟

خب این سؤالی بود که از خودم پرسیدم. یعنی به خودم گفتم اگر ذهن ماست که تعیین‌کننده سرنوشتمان است، چطور می‌توانم آن را تمرین دهم تا مرا به چیزی که می‌خواهم یعنی کارآفرینی برساند؟

در جستجوی پاسخ این سؤال به کشف مهم دیگری رسیدم.

«برای شروع کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار، ابتدا باید بر موانع ذهنی خودمان غلبه کنیم».

بسیاری از ما نمی‌توانیم از موانع ذهنی شروع کارآفرینی عبور کنیم، به همین خاطر هرگز نمی‌توانیم کارآفرین شویم. در واقع ذهن مثل درپوش بطری عمل می‌کند. مایع درون بطری تنها تا جایی می‌تواند بالا رود که درپوش قرار دارد. تأثیر ذهن روی موفقیت‌های ما هم همینگونه است. ذهن است که سقف دستیابی ما در زندگی را تعیین می‌کند. وقتی موانع ذهنی داشته باشیم نمی‌توانیم از حد خاصی فراتر رویم.

چطور بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی غلبه کنیم؟

سؤال بسیار خوبی است. در واقع اگر دقت کنید می‌بینید از سؤال چطور کارآفرین شوم به سؤالی اساسی‌تر رسیده‌ایم. تا زمانی که علت را چاره نکنیم پرداختن به معلول بی‌فایده است. من فرمولی سه مرحله‌ای را برای پاسخ به این سؤال یافته‌ام که برای خودم مؤثر بوده است.

گام اول: آگاهی

پیش از هر تغییر مثبتی در زندگی ابتدا باید آگاه شوید که به آن تغییر نیاز دارید. تا زمانی که آگاه نشوید، قند خونتان بالاست کماکان به خوردن غذاهایی که قندتان را بالا می‌برد ادامه خواهید داد. تا زمانی که پی به علت خرابی خودرویتان نبرید، همچنان مجبورید به سر و صدای آن در حین رانندگی گوش کنید و عذاب بکشید.

آن چیزی که باید در مورد ذهنمان به آن آگاه شویم، باورهای ناکارآمدی است که داریم. این باورها را به مرور زمان درباره خودمان، دیگران، دنیای اطراف و مقوله‌های مختلف مثل پول، روابط، شغل، خانواده و ... شکل داده‌ایم.

بسیاری از ما این باورهای ناکارآمد را درباره کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار نیز داریم. بسیاری از آن‌ها متعلق به خودمان نیست بلکه دیگران آن را به ذهن ما تزریق کرده‌اند. گاهی نیز تجربه‌های گذشته را در خودمان درونی کرده‌ایم و به شکل باورهای محکم و خلل‌ناپذیر درآورده‌ایم.

مثلاً کسی را در نظر بگیرید که در کودکی عمویش را دیده است که ورشکست شده و طلبکاران کارخانه‌اش را مصادره و زن و بچه‌اش او را رها کرده‌اند. ممکن است او این باور ناکارآمد را در ذهنش شکل داده باشد که راه انداختن کسب‌وکار اصولاً کار خطرناکی است چون منجر به ورشکستگی و بیچارگی و تنهایی می‌شود.

همین الان این کار را انجام بدهید. همه باورهای خودتان درباره کار کردن، شغل، درآمد داشتن، کارآفرینی، کسب‌وکار و هر چیز دیگری که به این زمینه مربوط است بنویسید. باورها را در یک ستون بنویسید و جلویش ذکر کنید این باور چطور در ذهنتان شکل گرفته است. فعلاً قضاوتی در مورد خوب و بد بودن باورها نداشته باشید فقط آنها را بنویسید.

مثلاً بنویسید: «کاری که مستلزم فعالیت بدنی نباشد کار نیست» و جلویش بنویسید: «این باور را از پدرم گرفتم که می‌گفت باید با دست‌هایت کار کنی و خودش هم کارگر بود».

کوچ حرفه‌ای کارآفرین فرایند کوچینگ چطور کارآفرین شوم

گام دوم: تصمیم‌گیری

نگاهی به باورهایی که نوشته‌اید بیندازید. حال به این سؤالات پاسخ بدهید:

  • کدامیک از این باورها تا به حال باعث رشد و پیشرفتتان شده و کدامیک باعث درجا زدن و پسرفتتان شده است؟
  • کدامیک از این باورها برایتان ثروت‌آفرین بوده و کدامیک فقر را به دنبال داشته است؟
  • کدامیک از این باورها از روی انتخاب و آگاهانه بوده و کدامیک از روی تحمیل و اجبار بوده است؟
  • کدامیک از این باورها افق‌های جدیدی پیش روی شما می‌گشاید و کدامیک شما را محدود می‌کند؟
  • کدامیک از این باورها هنوز هم برای زندگی امروزتان قابل استفاده‌اند و کدامیک از آن‌ها دیگر پاسخگوی نیازهای امروزتان نیستند؟
  • کدامیک از این باورها به شما قوت قلب می‌دهد و کدامیک شما را اسیر ترس‌های گذشته نگه می‌دارد؟
  • کدامیک از این باورها را امتحان کرده‌اید و کدامیک را صرفاً از روی حرف دیگران برگزیده‌اید؟

جلوی باورهایی که از این سؤالات سربلند بیرون نیامده‌اند (یعنی بخش دوم سؤال برایشان صدق می‌کند) علامت بزنید. اینها همان باورهای ناکارآمد شماست. اینها همان لباس‌هایی هستند که دیگر اندازه ذهنتان نیستند و باید آن‌ها را دور بیندازید. شاید این باورها تا الان برایتان کار می‌کردند اما از الان به بعد کمکی به رشد و موفقیت شما نخواهند کرد.

همین الان تصمیم بگیرید که این باورهای ناکارآمد را واقعاً کنار بگذارید و به جای آنها باورهای کارآمد را جایگزین کنید. می‌پرسید باورهای کارآمد را چطور پیدا کنیم؟ راههای مختلفی دارد. گاهی مع کردن باورهای ناکارآمد کفایت می‌کند. گاهی فقط باید آن باورهای ناکارآمد را زیر سوال ببرید. مثلاً کسی که فکر می‌کرد «کارآفرینی اصولاً به بدبختی منجر می‌شود چون عمویش که کارآفرین بود ورشکست شد» می‌تواند بگوید «اینکه عمویم ورشکست شد دلیل نمی‌شود همین اتفاق برای من بیفتد. من می‌توانم اشتباهات عمویم را تکرار نکنم» یا «اگر کارآفرینی به بدبختی منجر می‌شود پس تکلیف این همه کارآفرین موفق و خوشبخت چیست». پس باور کارآمد جدید را اینطور می‌نویسد «کارآفرینی به بدبختی منجر نمی‌شود».

گاهی باید از تجربه‌های کارآفرینان موفق و آن‌هایی که توانسته‌اند کسب‌وکار سودآوری راه بیندازند و آن را به خوبی مدیریت کنند استفاده کنیم. باورهای این افراد را می‌توان در زندگینامه‌ها، مصاحبه‌ها و نقل‌قولهایشان یافت.

آیا تعریف درست از موفقیت وجود دارد چطور کارآفرین شوم

گام سوم: اقدام

خیلی‌ها فکر می‌کنند صرف داشتن باور برای موفقیت کافی است، اما برای موفقیت باید دست به اقدام بزنید.

برای کارآفرین شدن باید واقعاً شروع کنید یعنی اقداماتی انجام بدهید که شما را به داشتن یک کسب‌وکار نزدیک کند.

کسب دانش در زمینه کارآفرینی خوب است اما اگر یادگیری برای یادگیری محض باشد هیچ فایده‌ای ندارد. کلاس و کارگاه و استارتاپ ویکندی که شما را یک گام به کسب‌وکارتان نزدیک نکند صرفاً اتلاف وقت است.

اقدام یعنی کاری انجام بدهیم که شرایط موجود را تغییر بدهد. مثلاً سایتی راه بیندازیم. روی سایتمان محتوا قرار بدهیم. محصول تولید کنیم یا خدمت ارایه بدهیم. برای محصول و خدمتمان بازاریابی و تبلیغات کنیم. با مشتریان بالقوه حرف بزنیم و در نهایت محصول یا خدمتمان را بفروشیم.

کارآفرین اینترنتی موفق خرید اینترنتی چطور کارآفرین شوم

سخن پایانی

در این مطلب داستانم را برایتان تعریف کردم و گفتم چگونه از سؤال چطور کارآفرین شوم به سؤال ریشه‌ای‌تری رسیدم. این سؤال که چطور بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی غلبه کنم. همین الان که دارید این مطلب را می‌خوانید، من سه گام بالا را برای خودم انجام داده‌ام. به خودم قول داده بودم اگر بتوانم فرمولی برای این قضیه کشف کنم آن را با دیگران هم در میان بگذارم.

به همین خاطر می خواهم از شما دعوت کنم. دعوت می‌کنم در 

کارگاهی که روز چهارشنبه ۱ آذر ۹۶ برگزار می‌شود همراه من باشید تا آنجا مطالب بالا را مبسوط‌تر و با توضیحات بیشتری برایتان ارایه بدهم. در این کارگاه سه ساعته به شما می‌گویم آن موانع ذهنی که بسیاری از شما پشت آن گرفتار شده‌اید و نمی‌توانید کارآفرینی را شروع کنید کدامند. سپس راهکارهایی عملی را به شما آموزش می‌دهم که این موانع ذهنی را پشت سر بگذارید. همچنین با دو کارآفرین موفق که مهمان برنامه هستند گفتگو خواهم کرد و از آن‌ها درباره تجربه‌هایشان خواهم پرسید.

  • اگر شما خانمی خانه‌دار هستید که می‌خواهید کسب و کار خانگی‌تان را راه بیندازید...
  • اگر دانشجویی هستید که اراده کرده‌اید به جای مسیر کارمندی مسیر کارآفرینی را انتخاب کنید...
  • اگر کارمندی هستید که از درجا زدن در محل کارتان خسته شده‌اید و می‌خواهید کسب‌وکار خودتان را داشته باشید...

این 

کارگاه برای شما مفید خواهد بود.

چطور کارآفرین شوم چطور بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی غلبه کنیم کارگاه 1 آذر 9

کمک به زلزله زدگان کرمانشاه

یکشنبه شب بود که کرمانشاه لرزید و یک ایران داغدار شد.

ما هم مثل شما دوستان مهربان، از این اتفاق اندوهگین شدیم، اما تصمیم گرفتیم مثل بقیه هموطنان عزیزمان که هر آنچه از دستشان برآمد انجام دادند، کاری برای کاهش رنج ها و کمک به بهبود وضعیت هموطنان زلزله زده مان انجام بدهیم. 

نجات کودک از زیر آوار زلزله کرمانشاه پس از سه روز

از این رو همین جا اعلام می کنیم کلیه درآمد حاصل از کارگاه چهارشنبه ۱ آذر ۹۶ صرف خرید اقلام ضروری برای زلزله زدگان غرب کشور خواهد شد. برای اینکه مطمئن شویم این پول واقعاً به دست هموطنانمان می رسد آن را به حساب جمعیت های مردمی دارای صلاحیت که به طور خودجوش در حال ارسال کمک ها به مناطق زلزله هستند واریز می کنیم و برای اثبات صدق گفتارمان، مدرک واریز مبلغ را بلافاصله برای کلیه شرکت کنندگان ایمیل خواهیم کرد.

برای رفاه حال دوستانی که قصد مشارکت در این امر خیر را دارند اما فرصت حضور در کارگاه را ندارند، امکان شرکت در کارگاه به صورت غیرحضوری نیز فعال شده است. کافی است موقع ثبت نام بلیط غیرحضوری به مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان را انتخاب کنید. فایل صوتی کارگاه و لینک دانلود هدیه ها به همراه کد تخفیف خرید محصول در اولین فرصت برای این عزیزان ایمیل خواهد شد.

ممنونیم که بی تفاوت نیستید و تنهایمان نمی گذارید.

برای مشارکت در این امر اخیر روی دکمه زیر کلیک کنید.

 

لینک ثبت نام

 

منبع: 

سایت عادت دستیابی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: کارآفرین ,کدامیک ,باورهای ,کارآفرینی ,باورها ,سؤال ,موانع ذهنی ,باورهای ناکارآمد ,شروع کارآفرینی ,ذهنی شروع ,همین الان ,زلزله زدگان کرمانشاه ,س
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

موفقیت در کارآفرینی از طریق پرورش مهارت‌های نرم

موفقیت در کارآفرینی، صرفاً نتیجه دانش فنی و سرمایه نیست. بسیاری از کارآفرینان موفق در ابتدای کارشان دانش فنی و سرمایه بالایی نداشتند. عامل مهم دیگری که در موفقیت بسیاری از کارآفرینان نقش داشته است، مهارت‌های نرم است. مهارت‌های نرم را به طور ساده می‌توان شامل مهارت‌های غیرفنی دانست که مهارت‌های درون‌فردی و بین‌فردی را شامل می‌شوند. این مهارت‌ها در مقابل مهارت‌های فنی که مهارت‌های سخت نامیده می‌شوند، قرار می‌گیرند.
برای مثال دانش فنی‌ای که در حوزه گرافیک، حسابداری یا برنامه‌نویسی دارید جزو مهارت‌های سخت شما محسوب می‌شود. این مهارت‌ها را می‌توان از طریق تحصیلات آکادمیک یا شرکت در دوره‌های آزاد کسب کرد. اما اینکه چطور بتوانید مشتری را به خرید محصول یا خدمت خود متقاعد کنید، چطور یک تیم کاری موفق تشکیل داده و آن را رهبری کنید و چطور زمان پروژه‌هایتان را مدیریت کنید در زمره مهارت‌های نرم قرار می‌گیرد.
در دنیای امروزی، اهمیت مهارت‌های نرم برای موفقیت در کارآفرینی افزایش یافته است. این مهارت ها بیش از اینکه به دانش خاصی مرتبط باشند با قوهٔ شهودی، نگرش و توانایی شما برای انگیزه دادن به دیگران یا برقراری ارتباط مؤثر با آن‌ها مرتبط است. این مهارت‌ها از آن جهت برای موفقیت در کارآفرینی ضروری‌اند که به کمک آن‌ها می‌توانید افکارتان را با دیگران به خوبی در میان بگذارید، با مشتریان و همکارانتان ارتباط مؤثر برقرار کنید و همواره در حال رشد و پیشرفت باشید. سرمایه‌گذاری بر روی این مهارت‌ها نقش مهمی در موفقیت شخصی شما و کسب‌وکارتان دارد. برایان تریسی مدرس رشد و توسعه فردی معتقد است: «باید حداقل سه درصد از درآمدی که به دست می‌آورید، مستقیماً روی رشد و توسعه فردی خودتان سرمایه‌گذاری کنید».

 

در ادامه شش مهارت نرم را که برای موفقیت در کارآفرینی ضروری است، معرفی کرده‌ایم.

موفقیت در کارآفرینی با مهارت‌های نرم

شش مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی

اولین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : رهبری

رهبری به معنای توانایی انگیزه بخشیدن به دیگران و کمک به آن‌ها برای تبدیل شدن به بهترین خودشان است. رهبری خود تلفیقی از چندین مهارت مانند خودآگاهی، هوش عاطفی، ارتباط مؤثر و متقاعدسازی است. مهم‌ترین بخش رهبری، برقراری ارتباطی اصیل با دیگران و فهمیدن آن‌هاست. وقتی اعضای تیمتان را بهتر بشناسید و به توانایی‌های آن‌ها بیشتر آگاه باشید، می‌توانید آن‌ها را در نقش‌های مناسب‌تری قرار بدهید و این به معنای آن است که تیم منسجم‌تر و کارآمدتری خواهید داشت.
برخی تصور می‌کنند رهبری مهارتی صرفاً ذاتی است، اما امروزه ثابت شده است که مهارت رهبری صرفاً ذاتی نیست بلکه می‌توان آن را آموخت و در خود پرورش داد. جان مکسول نویسنده، مربی و مدرس ارشد رهبری سازمانی در کتاب معروف خود به نام بیست‌ویک قانون انکارناپذیر رهبری اولین قانون را قانون درپوش می نامد و در توصیفش می‌گوید: «رهبر یک کسب‌وکار همانند درپوشی است که روی یک بطری حاوی مایع قرار می‌گیرد. همانطور که سقف بالا رفتن مایع درون بطری محدود به محل قرارگیری درپوش است، سقف رشد کسب‌وکار نیز محدود به توانایی‌های رهبری فردی است که در رأس آن کسب‌وکار قرار دارد. برای رشد کسب‌وکارتان، ابتدا باید مهارت رهبری خودتان را رشد بدهید».
سایمون سینک نویسنده و متخصص رهبری نیز بین رهبر بودن و رهبری کردن تمایز قائل می‌شود و می‌گوید: «رهبری کردن همان رهبر بودن نیست. رهبر بودن یعنی شما بالاترین رتبه را در سازمان دارید، حال چه از روی شایستگی آن را به دست آورده باشید، چه بختتان خوب بوده باشد یا دیگران شما را به آن سمت منصوب کرده باشند. از سوی دیگر، رهبری کردن به این معناست که دیگران با میل و رغبت و نه از روی اجبار از شما پیروی می‌کنند. آن‌ها از شما پیروی می‌کنند نه به این خاطر که به آن‌ها حقوق می‌دهید، بلکه به این خاطر که خودشان این را می‌خواهند».

دومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : کار تیمی

هر کسی که تجربه کوچکی در زمینه کسب‌وکار داشته باشد می‌داند که برای موفقیت در کارآفرینی، داشتن تیمی توانمند و اثربخش تا چه اندازه مهم است. اگر می‌خواهید کارآفرین موفقی باشید، باید بدانید که چطور با دیگران به خوبی کار کنید. کار تیمی مؤثر تلفیقی از چند مهارت نرم است. برای خوب کار کردن در یک تیم، باید بتوانید خوب به دیگران گوش بدهید، بدانید چطور می‌توانید سرمایه‌ٔ انسانی‌تان را به خوبی به کار بگیرید و دیگران را ترغیب کنید تا برای حصول به بهترین نتیجه با شما همکاری کنند. این همچنین به آن معناست که وظایف خودتان در تیم را نیز به خوبی انجام دهید. مسئولیت‌پذیری و تقدیر از تلاش‌های دیگران، نقش مهمی در موفقیت تیم شما دارد.
خوشبختانه ابزارهایی مبتنی بر نظریات علمی وجود دارد که می‌توان با بهره‌گیری از آن‌ها اثربخشی کار تیمی را افزایش داد. یکی از این ابزارها، آزمون بلبین است که براساس آن می‌توان ترجیح افراد برای عهده‌دار شدن نقش‌های مختلف در تیم‌ها را تعیین کرد. ابزار قدرتمند دیگر، تم‌های توانایی کلیفتون است که توانایی‌های افراد را در ۳۴ دسته اصلی طبقه‌بندی می‌کند و براساس آن می‌توان فهمید افراد به طور طبیعی چه توانمندی‌هایی دارند و در چه حوزه‌هایی بهتر از بقیه حوزه‌ها ظاهر می‌شوند. بنابراین اگر موفقیت در کارآفرینی جزو دغدغه‌های شماست، خوب است که هنگام تشکیل تیم از این ابزارها استفاده کنید و افراد را در نقش‌های مناسب قرار دهید.

سومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : ارتباط مؤثر

ارتباط مؤثر مستلزم استفاده مناسب از کانال‌های ارتباطی مختلف است. برای رسیدن به بهترین نتیجه باید مهارت‌های ارتباطی مختلف را پرورش دهید. برخی از مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی ضروری برای موفقیت در کارآفرینی عبارتند از:
الف) مهارت گوش دادن

گوش دادن شاید در ظاهر کار ساده‌ای باشد اما بسیاری از کارآفرینان در این مهارت مشکل دارند. در واقع تصور بسیاری از افراد از گوش دادن همان شنیدن است،‌ در حالی که گوش دادن مهارتی است که باید آن را آموخت و خود دارای پنج سطح است. سطح اول گوش دادن، نشنیدن است. این زمانی اتفاق می‌افتد که فرد مقابل در حال صحبت کردن است اما توجه ما کاملاً معطوف به موضوع دیگری است. سطح دوم گوش دادن، شنیدن تصنعی است. در این حالت ما صدای طرف مقابل را می‌شنویم اما چون حواسمان جای است تجزیه و تحلیلی روی صحبت‌های او انجام نمی‌دهیم و به سر تکان دادن اکتفا می‌کنیم. سطح سوم گوش دادن، شنیدن محاوره‌ای است. در این حالت صرفاً برای اینکه پاسخ طرف مقابل را بدهیم به حرف‌های او گوش می‌دهیم. مثل حالتی که افراد در ابتدای احوالپرسی‌ها یک سری کلمات را بدون توجه به حرف دیگری تکرار می‌کنند. سطح چهارم گوش دادن، گوش دادن فعال (Active Listening) است. در این حالت روی حرف‌های طرف مقابل تمرکز می‌کنیم و تمام توجه‌مان را به او اختصاص می‌دهیم. سطح پنجم گوش دادن، گوش دادن عمیق (Deep Listening) است. در این حالت با تمام وجودمان به طرف مقابل گوش می‌دهیم و می‌توانیم خودمان را کاملاً جای او بگذاریم. در این حالت قوهٔ شهودی‌مان به کار می‌افتد و حرف‌های ناگفته طرف مقابل را هم می‌شنویم.
ب) مهارت نوشتن

ارتباط نوشتاری یکی از مؤثرترین ابزارها در روابط تجاری به حساب می‌آید. این مهارت هم در ارتباط با مشتریان و هم شرکای تجاری و هم کارکنان می‌تواند تفاوت محسوسی ایجاد کند. آشنایی با اصول درست مکاتبات تجاری، نگارش ایمیل، تبلیغ‌نویسی (Copywriting) و توضیحات صفحه محصول (Sales Letter) از جمله مهارت‌هایی است موفقیت در کارآفرینی به ویژه در حوزه کسب‌وکارهای آنلاین را شکلی می‌دهد.
ج) مهارت ارائه دادن

ارائه دادن به معنای مهارت معرفی اثربخش محتوا، محصول یا خدمتی است که مشتری در ازای آن حاضر است اقدام مورد نظر ما را انجام دهد. مثلاً در خبرنامه ما عضو شود، با برند ما ارتباط برقرار کند یا حتی پولی به ما پرداخت کند. برخلاف تصور بسیاری از افراد، کیفیت یک محتوا، محصول یا خدمت نیست که باعث جذب مخاطب می‌شود بلکه نحوه ارائه آن محتوا، محصول یا خدمت است. کارآفرینان حرفه‌ای می‌دانند که کیفیت مطلق در نزد مشتری معنایی ندارد بلکه آنچه وجود دارد و منجر به اقدام مشتری می‌شود، کیفیت ادراکی یا تلقی مشتری از کیفیت محصول یا خدمت ماست. بخش مهمی از این تلقی وابسته به نحوه ارائه است. عالی‌ترین محتواها، محصولات و خدمات در بسته‌بندی‌های ضعیف فرقی با نمونه واقعاً ضعیف ندارند.
د) ارتباط کلامی و فن بیان

ارتباطات کلامی بخش قابل توجهی از ارتباطات بین‌فردی را تشکیل می‌دهد. اینکه چطور موضوعی را بیان می‌کنید بیش از این اهمیت دارد که چه چیزی می‌گویید. آهنگ، جنس و تن صدا در شکل‌گیری تلقی فرد مقابل از شما به عنوان یک فرد کارآفرین نقش مهمی ایفا می‌کند. ممکن است در جلسه‌ای کاری، کارمندی را مجاب کنید تا شیوه کار کردنش را تغییر دهد. شاید هنگام گفتگو با شریکی تجاری، بخواهید او را ترغیب به همکاری کنید. احتمال دارد در گفتگویی رو در رو، مشتری‌ای را به اقدام خاصی ترغیب کنید. در تمام این حالات این مهارت شما در استفاده از کلام است که می‌تواند شکست یا موفقیت شما را رقم بزند.

همه این مهارت‌ها برای اینکه مخاطب شما منظورتان را به درستی متوجه شود و سپس اقدام مورد نظر شما را انجام دهد، لازم و ضروری‌اند. وقتی دیگران منظور شما را درست می‌فهمند، تمایل بیشتری پیدا می‌کنند تا با شما همراهی کنند.

چهارمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : حل مسئله

وقتی کارآفرین هستید باید آمادگی داشته باشید تا در هر لحظه مسائلی را که با آن‌ها مواجه می‌شوید، حل کنید. کارل پوپر فیلسوف اتریشی می‌گوید: «زندگی چیزی جز حل مسئله نیست». شما برای حل مسئله، علاوه بر خلاقیت نیاز به مهارت‌های تحلیلی هم دارید. با استفاده از مهارت حل مسئله، می‌توانید موقعیت را تحلیل و از جنبه‌های مختلف به آن نگاه کنید. مهارت حل مسئله در عالی‌ترین شکل آن منجر به یافتن راه‌حل‌های ساختارشکنان (Out of Box) می‌شود.

یک کارآفرین حرفه‌ای از سه رویکرد در مواجهه با مسائل استفاده می‌کند:

الف) حل مسئله

در این حالت با مسئله‌ای مواجه‌اید که قابل حل است. در این حالت باید بتوانید ابتدا مشکل (Issue) را به درستی تشخیص دهید و ساختار آن را در قالب یک مسئله (Problem) تعریف کنید. وقتی این گام را انجام دادید، می‌توانید با شیوه‌های مختلف مسئله را حل کنید. یکی از توانمندترین شیوه‌ها در حل مسئله، شیوه‌ای است که طراحان و کارآفرینان پیشرو از آن استفاده می‌کنند و به نام تفکر طراحی یا تفکر طراحانه (Design Thinking) شناخته می‌شود. تفکر طراحی شامل پنج مرحله همدلی، تعریف مسئله، ایده‌پردازی، نمونه‌سازی و آزمایش است. تفکر طراحی که می‌توان از آن حتی برای طراحی زندگی هم بهره گرفت تلاش می‌کند خوشایندترین راه‌حل‌های ممکن از منظر فنی و اقتصادی را از دید مخاطب یا کاربر نهایی شناسایی کند. در واقع به جای تفکر مهندسی که دنبال بهینه‌ترین راه‌حل ممکن است، تفکر طراحی تلاش می‌کند تا راه‌حلی را بیابد که بهترین تجربه کاربری را برای مصرف‌کننده رقم بزند.

ب) حذف مسئله

گاهی مسائل را نمی‌توان حل کرد اما می‌توان به سادگی آن‌ها را حذف کرد. این مفهوم در کارآفرینی به نام هک نیز شناخته می‌شود یعنی راه‌حل‌هایی میانبر که خودشان را درگیر مسئله اصلی نمی‌کنند. شاید شما هم این داستان را شنیده باشید که فردی به روانپزشک مراجعه می‌کند و به او می‌گوید: «هیولایی در زیر تختم وجود دارد که شب‌ها نمی‌گذارد بخوابم». روانپزشک به جای آن که بخواهد مرد را درگیر انواع و اقسام درمان‌های دارویی و روان‌درمانی کند به او می‌گوید: «به نجاری مراجعه کن و از او بخواه چهار پایه تختت را قطع کند تا تخت تو کاملاً روی زمین قرار گیرد. اینطوری دیگر هیچ موجودی نمی‌تواند زیر تختت قایم شود». شما هم اگر در کسب‌وکارتان خوب دقت کنید می‌توانید مواردی را بیابید که با حذف مسئله اولیه، عملاً دیگر نیازی به حل آن مسئله ندارید. بسیاری از نمونه‌های نوآوری اخلالگرانه (Disruptive Innovation) که به معنای تغییر مختصات بازار در حوزه‌ای خاص است، از شیوه حذف مسئله استفاده کرده‌اند یعنی راه‌حلی ارائه می‌دهند که دیگر مسئله قبلی را فاقد موضوعیت می‌کند.

ج) هضم مسئله

مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را حل یا حذف کرد بلکه فقط می‌توان با آن‌ها کنار آمد و به عنوان واقعیت (Fact) پذیرفت. شما هر کاری کنید مادامی که روی زمین قرار دارید، نمی‌توانید بدون استفاده از ابزارهای خاص بر جاذبه زمین غلبه کنید. پس بهتر است این موضوع را به عنوان واقعیت بپذیرید و وقتتان را صرف از بین بردن جاذبه زمین نکنید. به این نوع مسائل که اصولاً مسئله نیستند و همانند جاذبه زمین جزو واقعیات زندگی‌اند، مسائل جاذبه‌ای نیز گفته می‌شود. در زندگی وقتتان را صرف مسائل جاذبه‌ای نکنید بلکه سراغ مسائل واقعی و ارزشمند بروید.

پنجمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : انعطاف‌پذیری

آیا می‌توانید به سادگی مسیرتان را تغییر دهید؟ آیا می‌توانید دانسته‌های قبلی خود را کنار بگذارید و چیزهای جدید یاد بگیرید؟ انعطاف‌پذیری باعث می‌شود در دنیای کارآفرینی پررقابت امروزی، بقاء داشته باشید. با استفاده از این مهارت، تمایل بیشتری خواهید داشت تا چیزهای جدید یاد بگیرید و به پیشرفتتان ادامه دهید. اگر راه‌حل جواب نداد یا دیگر مؤثر نبود، باید بتوانید بدون صرف زمان و تلاش زیاد سراغ راه‌حل دیگری بروید. انعطاف‌پذیری همچنین به شما کمک می‌کند برنامه‌های مختلف را به طور کارآمدتری مدیریت کنید. چابکی در تفکر و در اقدام، همان چیزی است که برای موفقیت در کارآفرینی به آن بسیار نیاز خواهید داشت.

ششمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : مدیریت زمان

استفان کاوی سخنران و مدرس برجسته و نویسنده کتاب هفت عادت مردمان مؤثر معتقد است: «چالش اصلی مدیریت زمان نیست بلکه مدیریت خودمان است». بسیاری از صاحبنظران معتقدند زمان امری قابل مدیریت نیست بلکه ما صرفاً می‌توانیم خودمان را به نحوی مدیریت کنیم که بیشترین زمانمان را برای مهمترین کارها بگذاریم. در هر صورت چه نام این مهارت نرم را مدیریت زمان بگذاریم و چه مدیریت شخصی، برای موفقیت در کارآفرینی نیاز داریم از زمانمان بهترین استفاده را داشته باشیم.

گری کلر کارآفرین آمریکایی و نویسنده کتاب دومینوی اصلی زندگی معتقد است شیوه اثربخش مدیریت زمان این است که در هر روز کاری صرفاً بر روی مهم‌ترین کار متمرکز شویم. او برای اثبات رویکرد خود به اصل ۲۰/۸۰ استناد می‌کند و می‌گوید: «مطابق اصل پارتو، ۲۰ درصد کارها ۸۰ درصد نتایج را در بردارند. اگر همین قانون را یک بار دیگر روی خودش اعمال کنیم، ۴ درصد کل کارها (یا ۲۰ درصد از ۲۰ درصد) ۶۴ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۸۰ درصد) را تشکیل می‌دهد. اگر این قانون را یک بار دیگر اجرا کنیم، حدود ۱ درصد از کل کارها (۲۰ درصد از ۴ درصد) ۵۰ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۶۴ درصد) را تشکیل می‌دهد. بنابراین اگر یک کارآفرین ۱۰۰ کار مهم داشته باشد، یکی از آن کارها نیمی از نتایج را ایجاد می‌کند و ۹۹ تای بقیه نیم دیگر را. از این رو عاقلانه‌تر این است که کارآفرین در هر زمان روی همان یک کار متمرکز شود تا به انجام برسد.

دارن هاردی ناشر سابق مجله موفقیت (Success)‌ و نویسنده کتاب‌های پرفروش اثر مرکب و قطار کارآفرینی نیز بر این باور است که آنچه افراد فوق‌موفق را از افراد معمولی متمایز می‌کند توانایی آن‌ها بر تمرکز روی مهم‌ترین کارها و نه گفتن به بقیه کارهاست. از نظر او آن چیزی که از وارن بافت و استیو جابز و ریچارد برانسون چنین افراد موفقی ساخته است، کارهای نیست که انجام می‌دهند، بلکه کارهایی است که انجام نمی‌دهند.

سخن پایانی

 همانگونه که دیدیم موفقیت در کارآفرینی مستلزم داشتن مجموعه‌ای از مهارت‌های نرم است. اگر تصمیمتان برای موفقیت در کارآفرینی جدی است باید روی این مهارت‌ها سرمایه‌گذاری کنید و وقت کافی برایشان بگذارید. این به معنای آن نیست که عواملی همچون مهارت‌های سخت (دانش فنی)‌ و سرمایه برای موفقیت در کارآفرینی تأثیر ندارند، بلکه به این معناست که مسیر موفقیت در کارآفرینی از ذهن انسان می‌گذرد و انسان ابتدا باید ذهنش را برای موفقیت پرورش بدهد و بعد سراغ حوزه‌های دیگر برود.

 

منبع:

سایت عادت دستیابی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: موفقیت ,کارآفرینی ,مهارت ,مهارت‌های ,درصد ,آن‌ها ,برای موفقیت ,تفکر طراحی ,محتوا، محصول ,نیست بلکه ,باید بتوانید
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

ترس از شکست در مراحل مختلف زندگی مانع رسیدن افراد به خواسته‌ها و اهدافشان شده است. همه ما تجربه لحظه‌ای را داریم که به خاطر

ترس از شکست هرگز سراغ کاری نرفتیم در حالی که می‌توانست ما را به موفقیت برساند.

ترس از شکست باعث شده تا استعدادهای زیادی هرگز شکوفا نشود و گاهی مردم بدون اینکه بدانند توانایی چه کارهای فوق‌العاده ای را دارند یک زندگی معمولی را پیش می‌گیرند.


ترس از صحبت در یک جمع، ترس از شروع یک کار جدید یا ترس یادگرفتن یک حرفه، همه این ترس‌ها می‌تواند شما را برای همیشه از رسیدن به موفقیت بازداند اما جالب است بدانید، ترس پدیده‌ای است غیرواقعی. درواقع ترس از هر اتفاقی داستانی است که شما برای ذهنتان ساخته‌اید و در واقعیت وجود ندارد. همانطور که در مقاله قله‌ها و دره‌ها اشاره کردیم، ذهن شما در مقابل تغییرات و اتفاقات جدید جبهه می‌گیرد چون تمایلی به خروج از  وضعیت ثابت خود ندارد.

ترس از شکست می‌تواند مانع شما برای پیشرفت شود اما در مقابل می‌تواند انگیزه‌‌ای قوی برای ادامه راه رسیدن به اهدافتان باشد. این شما هستید که تعیین می‌کنید می‌خواهید موفق باشید یا در حسرت موفقیت.

در این مطلب با سبکتو همراه باشید تا راه‌های مقابله با

ترس از شکست را بررسی کنیم و انگیزه‌ای قوی برای ادامه پیدا کنیم:

با وجود احساس ترس از شکست کار را انجام دهید

ترس از شکست تنها زمانی می‌تواند برنده باشد که شما هیچ کاری نکنیم و اجازه دهیم او بهترین‌ها را از ما بگیرد. وقتی برای انجام کاری ترس را حس کردیم تنها  یک کار باید انجام دهیم: تهاجمی‌تر پیش برویم و کاری را که می‌خواهیم انجام دهیم. هرچه قدر که ما محکم‌تر قدم‌ها رو به جلو برداریم،

ترس از شکست هم کوچکتر می‌شود.

برخلاف تصور عمومی، برای انجام هر کاری لازم نیست تمام جزییات انجام آن را بدانیم و آگاهی کامل نسبت به شرایط آن داشته باشیم، البته که برنامه‌ریزی به انجام بهتر کارها کمک  می‌کند و ما باید آمادگی اولیه نسبت به آن داشته باشیم، اما تنها چیزی که مهم است رد شدن از دیوار ترس و انجام کار مورد نظرمان است.

صرف نظر از نوع ترس‌مان، وقتی با وجود احساس ترس، کاری را انجام می‌دهیم و آن را به نتیجه می‌رسانیم علاوه بر حس فوق‌العاده خوبی که نسبت به خودمان داریم اعتماد به نفسی مثال زدنی پیدا می‌کنیم و همچنین قدرت انجام هر کاری را در خودمان می‌بینیم که باعث می‌شود سرعت رسیدن به موفقیت‌مان افزایش چشمگیری داشته باشد.

وقتی قدرت رد شدن از روی موانع را پیدا می‌کنیم، اتفاقات شگفت‌انگیزی برایمان رخ می‌دهد. زیرا به زندگی ثابت می‌کنیم که ما لیاقت بهترین‌ها را داریم و در نتیجه دنیا هم بهترین اتفاقات را برایمان پیش می‌آورد. و ما استعدادهای نهفته‌مان را می‌شناسیم.

چطور با ترس از شکست مقابله کنیم؟

معنی ترس از شکست را برای خودتان تغییر دهید
تمام ترس‌هایی که در مورد آن صبحت می‌شود معمولا از یک منبع سرچشمه می‌گیرند:

ترس از شکست . این ترس مانند زنجیر به دست و پای ما می‌پیچد و اجازه نمی‌دهد ما بیشتر از معمولی بودن پیش برویم. اما زمانی که از آن نترسیم و برعکس شکست را فرصتی برای موفقیت بدانیم و باور کنیم که هر شکست ما را چندیدن قدم بیشتر به موفقیت و اهدافمان نزدیک می‌کند، دیگر از آن نمی ترسیم و همین تغییر تصور می‌تواند زندگی مان را به طور کامل تغییر دهد.

افراد موفق دنیا با روی باز از شکست استقبال می‌کنند، آنها می‌دانند که در پس هر شکست موفقیتی بزرگ منتظر آنهاست و در نتیجه باید با

ترس از شکست‌شان مقابله کنند. استیو جابز هیچ گاه بابت اخراج شدن از شرکت خودش ناراحت و پشیمان نبود. چرا که او می‌دانست این فرصتی است برای پیشرفت بیشتر او. و همه ما می‌دانیم که واقعا هم همین اتفاق افتاد و کمپانی پیکسار تبدیل به یک شرکت انیمیشن سازی بسیار موفق شد و بعد از آن با قدرت بیشتری به اپل برگشت و سرنوشت اپل را به گونه‌ای دیگر رقم زد.

ترس می‌تواند ما را همیشه در نقطه‌ای امن نگه دارد اما این نقطه تنها یک نسخه بسیار معمولی از ماست. زمانی که

ترس از شکست را بپذیریم و با تلاش هر روزه آن را پشت سر بگذاریم، می‌بینیم که هر کدام از ما یک نسخه بهتر و با استعدادتری از خودمان داریم که می‌توانیم دنیایی زیباتر برای خودمان بسازیم.

 

منبع:

سایت سبک‌تو

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,انجام ,کاری ,می‌تواند ,موفقیت ,زندگی ,داشته باشیم، ,خودمان داریم ,شکست مقابله ,انجام دهیم ,برای انجام
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

برای رسیدن به موفقیت، غلبه کردن بر

ترس از شکست ضروری است. برای عده زیادی از مردان و ن بسیار موفق که به دستاوردهای عظیمی در زندگی خود رسیده اند، شکست صرفا مانند سنگی زیر پاهایشان بوده که از آن در راه رسیدن به سربلندی و عظمت استفاده کرده ­اند.

مردانی مانند هنری فورد، وینستون چرچیل و توماس ادیسون فهمیده بودند که شکست واقعی در تلاش نکردن است و اگر کاری انجام ندهند، چیزی به وجود نمی آید. چه برسد به موفقیت.
همچنین، نی مانند امیلی دیکینسون و ماری کوری در ابتدا به موفقیت دست نیافتند و دوران سختی را هنگام تلاش برای دستیابی به آرزوهایشان گذراندند. اما چرا انسان­ها دچار

ترس از شکست می­شوند؟

 

عدم اطلاع از اینکه برای رسیدن به موفقیت واقعا چه چیزی لازم است


یک دلیل این است که بسیاری از ما آن چنان بر روی موفقیت و ظواهر آن تمرکز می کنیم که فراموش می کنیم موفقیت واقعا مستلزم چه چیزی است. ما به ندرت درباره شکست به عنوان بخشی از زندگی فکر می کنیم و این که چه تعداد از داستان های موفقیت، صرفا از دل شکست پدیدار شده اند. هیچکس نمی گوید آبراهام لینکلن پیش از رسیدن به ریاست جمهوری، چند مرتبه در انتخابات شکست خورده بود (۸ مرتبه)، بیل گیتس پیش از این که به سمبلی در دنیای کامپیوتر تبدیل گردد، دانشگاه هاروارد را رها کرد یا مایکل جردن پیش از این که یکی از بهترین بازیکنان بسکتبال تاریخ شود، از رسیدن به تیم بسکتبال دبیرستانش باز مانده بود. در عصر رسانه­ ها و اخبار فوری، معمولا به جای موانع و تلاش زیادی که جهت نیل به موفقیت صورت می گیرد، فقط به جنبه مسحور کننده موفقیت پرداخته می شود.

 

داشتن توقعات غیر واقعی

ما اغلب انتظار داریم در اولین تلاشمان موفق شویم و اگر نشویم، فکر می­ کنیم شکست خورده ایم. این نحوه برخورد چقدر واقع گرایانه است؟ آیا صرف این که در امتحانی قبول نشدیم، ترفیع کاری نگرفتیم یا از یک دختر/پسر جذاب شماره تلفنش را پرسیدیم و جواب مثبت نگرفتیم، بدین معنی است که هرگز در آن کار موفق نخواهیم شد؟ به هیچ وجه! اما ترس از پذیرفته نشدن یا شکست مانع تلاش مجدد بسیاری از ما می­ شود.
این مساله در ورزش های رقابتی نیز کاربرد دارد. پیش از این که ورزشکاران بفهمند برای برنده شدن به چه چیزی نیاز دارند، باید یاد بگیرند که شکست را بپذیرند. در هر ورزشی، انتظار برنده شدن از ابتدای کار کاملا غیر واقع گرایانه است. شکست بخشی از فرآیند یادگیری نحوه پیروزی است. در دنیای سرگرمی و موسیقی نیز روال به همین ترتیب است. اغلب موفقیت های یک شبه سال ها طول می­کشد تا به آمادگی لازم برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت­ برسند.
ملکوم گلدول در کتابش با نام Outliers مکررا راجع به قانون ده هزار ساعت صحبت می کند و می گوید کلید موفقیت در هر زمینه ای تا حد زیادی به تمرین کردن یک کار خاص به مدت تقریبا ده هزار ساعت بستگی دارد. او به عنوان مثال بیان می کند که گروه موسیقی The Beatles تنها در هامبورگ آلمان بیش از هزار و دویست مرتبه بین سال های ۱۹۶۰ الی ۱۶۹۴ به اجرای زنده پرداختند که بالغ بر ده هزار ساعت اجرا بوده است. او همچنین ذکر می کند که بیل گیتس نیز وقتی در سن سیزده سالگی حدود ده هزار ساعت یا بیشتر را صرف یادگیری برنامه نویسی با کامپیوتر دبیرستانش کرد، از قانون ده هزار ساعت پیروی کرده است.
نیاز به ذکر نیست که ده هزار ساعت تمرین هر چیزی شامل شکست های متعدد، نا امیدی و نرسیدن به اهداف می شود.

 

کمال گرایی

برخی از ما از شکست می ترسیم زیرا معتقدیم که باید کامل باشیم. اگر برای انجام کاری تلاش کنیم و شکست بخوریم، این خطر وجود دارد که احمق به نظر برسیم و در نتیجه احساس ضعف و نقصان می کنیم.
 انسان های کمال گرا اعتقاد دارند که تمام امور باید در سطحی بالا انجام شوند و جایی برای خطا وجود ندارد. اگر نتوانند کاری را بدون نقص انجام دهند، ترجیح می دهند اصلا آن را انجام ندهند. متاسفانه چنین طرز تفکری شخص کمال گرا را از یادگیری واقعی و مزایا و ارزش حاصل از انجام تجربه محروم می کند.

 

چگونگی

غلبه بر ترس از شکست

تنها با

غلبه کردن بر ترسمان از شکست می توانیم در زندگی به موفقیت دست یابیم. در ادامه نکاتی را جهت از بین بردن ترس و تمرکز بر روی موفقیت بیان می کنیم.

باید درک کنید و انتظار داشته باشید که بعضی اوقات شکست بخورید
درک کنید که یک انسان هستید و انسان ها مرتکب اشتباه می شوند. پیش از این که هر یک از ما راه رفتن را بیاموزیم، چهار دست و پا حرکت می کردیم. بلند شدیم، به زمین افتادیم، دوباره بلند شدیم و این فرآیند را ادامه دادیم تا زمانی که توانستیم با مهارت راه برویم.

 

شکست را یک مساله شخصی نکنید

در عوض، از آن برای جلو رفتن استفاده کنید. مطمئن شوید که از شکست هایتان درس می گیرید و درس ها را در مواردی که در آینده رخ می دهند، اعمال می کنید. به خودتان اجازه ندهید شکست را به عنوان یک نقص یا ضعف شخصیتی تلقی کنید. چنین کاری تنها مانع رسیدن شما به موفقیت در آینده خواهد شد.

 

هیچکس همیشه موفق نمی شود، احتمالا حتی اکثر اوقات شکست می خورد

در ورزش بیس بال، ستاره ها هفتاد درصد اوقات ناموفق هستند. وین گرتزکی، ستاره بیس بال، هشتاد و دو درصد اوقات در بازی هاکی ناموفق بود. بنابراین ماهیت زندگی این گونه است.
اگر تلاش نکنید، در هیچ کاری شکست نمی خورید، اما موفق نیز نخواهید شد.

 

به خاطر داشته باشید که شکست باعث موفقیت های بسیاری شده است

به این فکر کنید که چه تعداد از انسان ها در طول تاریخ پیش از رسیدن به موفقیت شکست خورده اند و در واقع موفقیت آنان حاصل شکستشان بوده است. معلم آلبرت انیشتین به او گفته بود مدرسه را ترک کند ” انیشتین، تو هرگز به چیزی نمی رسی”. معلم موسیقی لودویگ فون بتهوون درباره او گفته بود “به عنوان یک آهنگساز، او فردی ناامید و مستاصل است”. دو کارخانه اتوموبیل سازی اول هنری فورد با شکست مواجه شده بودند.

قدردان مزایای شکست باشید
رالف والدو امرسون می گوید “کل زندگی یک تجربه است. هرچه تجربیات بیشتری بیاندوزید، بهتر است.” به عبارت دیگر، شانس شما برای انجام درست کارها در مرتبه اول بسیار کم یا تقریبا هیچ است. هرچه بیشتر تلاش کنید یا تجربه کنید، بهتر می شوید.
“من بیش از نه هزار پرتاب را در طول زندگی ورزشی ام خراب کرده ام. تقریبا در سیصد بازی باخته ام. بیست و شش بار قرار بوده پرتاب آخر بازی را انجام دهم و تیمم را به پیروزی برسانم، اما موفق نشدم. من بارها و بارها و بارها در زندگی شکست خورده ام و این دلیل موفقیت من است.” مایکل جردن، ستاره تاریخ بسکتبال جهان!

 

خودتان را باور کنید

وقتی کارها درست پیش نمی روند، به جای این که از ادامه کار منصرف شوید، از آن به عنوان فرصتی جهت تقویت پشتکار و مهارت حل مساله خود استفاده کنید. باور کنید آن چه برای عبور از موانع و زمان های سخت لازم است، دارا هستید. به خودتان یادآوری کنید چه تعداد از شکست های انسان ها تبدیل به موفقیت شدند، فقط به این دلیل که افراد دست از تلاش برنداشتند.

 

مزایای غلبه بر ترس از شکست

 

  •     کسب تجربه و دانش ارزشمند
  •     ساختن شخصیت قوی تر و تمرکز
  •     یافتن راه های بیشتر برای خلاقیت و بهبود مهارت های حل مساله
  •     ایجاد فرصت جهت تعریف مجدد اهداف یا تعیین یک مسیر جدید در صورت لزوم
  •     رسیدن به انعطاف پذیری و روشنفکری
  •     افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس


“شکست، اساس موفقیت و وسیله رسیدن به آن است”. لائو تسو

 

منبع:

سایت مطالعه شریف

 

ترس از شکست داری؟ در آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,موفقیت ,انجام ,هزار ,کنیم ,زندگی ,هزار ساعت ,شکست خورده ,برای رسیدن ,استفاده کنید ,درصد اوقات
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

کارگاه آموزشی «چطور بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی غلبه کنیم؟

این کارگاهی سه ساعته بر پایه مطالب کاملاً تجربی و عملی است.

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید:

  • چرا با وجود اینکه می‌دانید در شغل فعلی‌تان در حال درجا زدن هستید دست از آن نمی‌کشید؟
  • چرا با وجود اینکه ایده خوبی برای کارآفرینی دارید، تا به حال هیچوقت سراغ راه‌اندازی کسب‌وکار خودتان نرفته‌اید؟
  • چرا با اینکه مدتی است کسب‌وکارتان را راه انداخته‌اید، به نتیجه خاصی دست نیافته‌اید؟

اگر می‌خواهید رکود، وضع بد بازار، قوانین دست‌وپاگیر و فشار خانواده و ... را به عنوان موانع اصلی ذکر کنید باید بگویم مسیر را اشتباه رفته‌اید. نیازی نیست جای دوری بروید، مانع اصلی پیش شماست.

مانع اصلی برای راه نینداختن کسب‌وکار شخصی یا رشد ضعیف کسب‌وکارتان، همان ذهن شماست.

 

 

منکر نیستم رکود، وضع بد بازار، قوانین دست‌وپاگیر و فشار خانواده نیز تأثیرگذارند اما سهم اینها در بهترین حالت ۱۰ درصد است. ۹۰ درصد بقیه مربوط به مدل‌های ذهنی ناکارآمدی است که داریم.

 

مخاطبان این کارگاه چه افرادی هستند؟

  • هر کسی که قصد شروع کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی خودش را دارد
  • افرادی که کسب‌وکار دارند و میخواهند کسب‌وکارشان را رشد بدهند
  • هر کسی که به موضوع کارآفرینی علاقه‌مند هست

 

چرا باید در این کارگاه شرکت کنیم؟

  • در این کارگاه راهکارها و ترفندهای امتحان پس‌داده برای شروع کارآفرینی و غلبه بر موانع ذهنی را به شما یاد میدهیم
  • در این کارگاه خبری از مطالب تئوریک به‌دردنخور نیست، هر چیزی که میگوییم خودمان قبلاً امتحانش کردیم
  • برای شروع کارآفرینی بیش از اینکه به دانش فنی نیاز داشته باشید به مهارت‌های ذهنی نیاز دارید که موضوع اصلی این کارگاه است
  • آدم عاقل تجربه را دوباره تجربه نمیکند، در این کارگاه میتوانید از تجربه‌های عملی سه کارآفرین استفاده کنید

 

برنامه کارگاه به چه صورت هست؟

  • بخش اول به مدت یک ساعت که در آن سید ساجد متولیان راهکارهای عملی برای غلبه بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی را آموزش خواهد داد.
  • استراحت و پذیرایی به مدت نیم ساعت
  • بخش دوم گفتگو با دو کارآفرین موفق آقایان میرابوطالبی و رفالیان به مدت یک ساعت (در این بخش سید ساجد متولیان سؤالاتی را در خصوص تجارب مهمانان در زمینه غلبه برموانع شروع کارآفرینی از آن‌ها خواهد پرسید)
  • بخش سوم و پایانی به مدت نیم ساعت (پرسش و پاسخ، شبکه‌سازی)

 

کارگاه در چه زمان و مکانی برگزاری می‌شود؟

چهارشنبه ۱ آذر 1396 از ساعت 15 الی 18

سالن همایش سازمان فناوری اطلاعات ایران  ساختمان شماره ۲

 

لینک ثبت نام


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: کارگاه ,کارآفرینی ,ذهنی ,ساعت ,غلبه ,موانع ,شروع کارآفرینی ,موانع ذهنی ,مانع اصلی ,فشار خانواده ,کسب‌وکار شخصی ,بازار، قوانین دست‌وپاگیر
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

من شما را به چالشِ ساختن یک شاهکار از زندگی تان دعوت میکنم.  من شما را به چالشِ پیوستنِ نام تان به لیست افراد موفق، آنهایی که همانطور که دوست دارند زندگی میکنند دعوت میکنم… من از شما میخواهم تصمیم بگیرید بر

ترس از شکست تان یکبار برای همیشه غلبه کنید.
اگر در ایران باشید (یا بوده باشید) و بخواهید بدنبال مسیر موفقیت بگردید، امکان ندارد از لابلای کتاب های موفقیت کتابفروشی ها چشم تان به یکی از کتاب های آنتونی رابینز نخورده باشد.
رابینز، سخنران انگیزشی و استراتژیست مالی است.
یکی از پرطرفدارترین سخنرانانی که بلیط های سخنرانی اش در عرض یک هفته تمام میشود و هزاران نفر در روز سخنرانی با دو گوش باز به صحبت های وی گوش می سپارند.
نمیتوان تلاش های آنتونی رابینز را برای تحول زندگی میلیون ها نفر در سراسر این کره خاکی را نادیده گرفت؛ خیلی ها موفقیت شان را مدیون کتاب ها و سخنرانی های این مرد بزرگ هستند.
در این مقاله میخواهیم بپردازیم به یکی از تکنیک ها یا بهتر است بگوییم، روش های اختصاصی اش برای غلبه بر

ترس از شکست…
بلکه،

ترس از شکست !
ترس از جواب رد شنیدن (و هیچوقت محصولی را به مشتری نفروختن)، ترس از ورشکست شدن (و هیچوقت کسب و کارتان  را توسعه ندادن)، ترس از ترد شدن (و تحمل رفتارهای ناشایست دیگران)،

ترس از شکست خوردن‌ (و هیچوقت کاری را شروع نکرده(
ترس، ترسی که زندگی را در مقطعی فلج میکند؛ آنرا متوقف میکند و اجازه نمیدهد بیش از آن پیشروی کنید…
اگر میخواهید برای همیشه، بر

ترس از شکست تان غلبه کنید،
نباید این توصیه رابینز را از دست بدید !
 
آنتونی رابینز در یکی از سخنرانی هایش، به

ترس از شکست اشاره میکند و میگوید:
»تا زمانی که نفس میکشید، کامل زندگی کنید. همه چیز را تجربه کنید. از خودتان و دوستان تان مراقبت کنید. خوش بگذرانید، دیوانه باشید، عجیب باشید. بروید بیرون و از زندگی تان یک شاهکار خلق کنید… زندگی شما چه بخواهید و چه نخواهید درحال گذر است، پس کاری کنید از این گذر لذت ببرید .«

ترس از شکست، باعث میشود شما هیچوقت نهایت استفاده را از زندگی تان نبرید، هیچوقت کامل زندگی نکنید و همیشه حسرتی در پشت لبخندهایتان به خاطر کارهایی که میتوانستید انجام بدید اما انجام ندادید وجود دارد.
برای جلوگیری از»

ترس از شکست «باید ابتدا، بدانیم» شکست«واقعا چیست؟
شکست، به تعداد آدم های روی کره زمین میتواند تعریف داشته باشد.
هرکسی شکست را میتواند خودش تعریف کند؛ برای یک نفر شکست میتواند «از دست دادن پول» باشد وبرای دیگری «فرصتی برای یادگیری»!
شکست هرآنچه که باشد، در برهه ای از زمان میتواند جلوی پیشرفت شما را در زندگی بگیرد و هرچقدر شما در غلبه بر آن تعلل کنید، به همان اندازه قوی تر میشود.
اگر «ترس از شکست» در زندگی شما ریشه دوانده باشد، باید یکی از این چهار نشانه را در زندگی تان ببینید :
راستی، شما برای

مقابله با ترس از شکست، از چه روش هایی استفاده میکنید؟
 موانع درونی – حسی که مانع تجربه کارهای جدید و چالش های زندگی باشد.
 خودآزاری ملایم – مثلا کارها را به تعویق می اندازید، بیش از حد نگران میشوید، هدفی در زندگی ندارید و تصمیمی قطعی نمیتوانید بگیرید.
 عزت نفس پایین – فکر میکنید به اندازه کافی خوب نیستید یا لیاقت بهترین ها را ندارید.
 کمال گرایی – تلاش برای اینکه هر چیزی را به صورت کامل و بی نقص انجام دهید.

آیا این نشانه ها را در زندگی تان میبینید؟ خب نگران نباشید… فقط به خواندن ادامه دهید!
معنا بخشیدن به شکست

شما به هیچ وجه نمیتوانید دستآوردهای ارزشمندی در زندگی بدون تجربه شکست داشته باشید. شکست جز لاینفک مسیر موفقیت است. شکست اصلا قسمتی از موفقیت است.

اما تعریف شما از شکست، میتواند بسیار تعیین کننده موفقیت تان باشد.
اگر تصمیم بگیرید چطور به شکست نگاه کنید، یعنی طرز فکرتان را نسبت به شکست تغییر دهید تقریبا اولین گام غلبه بر

ترس از شکست را برداشتید.

برای مثال؛
شما میتوانید شکست را «از دست دادن همه چیز» تعریف کنید و وقتی شکست خوردید کاملا داغون و شکسته شوید – و یا اینکه شکست را «فرصت تجربه یک درس زندگی» تعریف کنید و پس از هر شکست احساس خوبی داشته باشید که یک درس زندگی مهم را هم یادگرفتید.

تمام افراد موفق دنیا، تعریفی مثبت از شکست در ذهن شان دارند و اگر نه هیچوقت نمیتوانستند بر یک شکست در زندگی شان غلبه کنند و به موفقیت دست پیدا کنند:

    مایکل جردن اسطوره تیم بسکتبال شیکاگو بولز که به عنوان یکی از بزرگترین بسکتبالیست های تاریخ مشهور است در نوجوانی از تیم بسکتبال دبیرستان شان کنار گذاشته شد چون مربی اش معتقد بود به اندازه کافی استعداد ندارد… یک شکست بزرگ !؟
    وارن بافت تاثیرگذارترین سرمایه گذار قرن بیستم، دومین فرد ثروتمند دنیا در آزمون ورودی مدرسه کسب و کار هاروارد رد شد… یک شکست بزرگ !؟
    ریچارد برانسون کارآفرین پر سر و صدا و صاحب گروه شکست های Virgin از دبیرستان اخراج شد… یک شکست بزرگ !؟

حتی شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید ممکن است در زندگی بارها شکست خورده باشید، هزاران بار با هزاران امید شنیدن جواب «بله» جواب «نه» شنیدید و تمام آرزوهایتان بر باد رفته، شاید شکست مالی بزرگی خوردید و شاید تصمیم های واقعا بدی گرفتید…

خب نگران نباشید فقط فکر کنید اگر مایکل جوردن، وارن بافت، ریچارد برانسون هم پس از شکست هایشان متوقف می شدند و اجازه میدادند

ترس از شکست احتمالی ریشه در وجودشان بگذارد… آیا میتوانستند به چنین درجه ای از موفقیت در زندگی دست پیدا کنند؟ قطعا نه!

اما توصیه آنتونی رابینز برای

غلبه بر ترس از شکست…
آنتونی رابینز، نه فقط به خاطر محتوای صحبت ها و نوشته های انگیزشی اش بلکه به خاطر ساده سازی مفاهیم پیچیده روانشناسی برای استفاده عمومی مردم مشهور است.

برای همین مثال، برای

غلبه بر ترس از شکست رابینز یک ایده بسیار مهم روانشناسی که حدود بیست سال پیش کشف شده را با نام «صندلی راحتی افراد مسن» ساده سازی کرده است.

رابینز میگوید: «بعضی وقت ها می نشینم و با خودم فکر میکنم که اگر ۸۵ ساله بودم و بر روی یک صندلی راحتی نشسته بودم و به گذشته یعنی زندگی امروزم فکر میکردم، آیا با خودم فکر میکردم که:
‘دمت گرم… تو واقعا گل کاشتی و کلی تجربه کسب کردی’ یا ‘حیف… چه کارهایی که میتونستم انجام بدم و ندادم…’
و وقتی میبینیم مورد دوم بیشتر به چشم می آید از صندلی بلند میشود و میروم تا دقیقا کاری که از انجامش می ترسیدم را انجام بدهم»

در واقع، آنتونی رابینز از خودش پرسیده که آیا حاضر است یک «پشیمانی بزرگ» را تجربه کند یا یک «تجربه ارزشمند» که هیچوقت از تلاش اش برای انجام آن کار پشیمان نشود؟

برای مثال خودش، رابینز میگوید که «دوست دارم پرواز با هلیکوپتر را یادبگیرم» سپس وقتی

ترس از شکست در او بیدار میشود از تکنیک «صندلی راحتی افراد مسن» استفاده میکند و خودش را در سن ۸۵ سالگی تصور میکند و با خودش میگوید:
«اگر یاد نگرفته باشم چه میشود؟ اگر بر ترسم غلبه کرده بودم و پرواز با هلیکوپتر را یاد گرفته باشم، چه میشود؟»

و با خودش میگوید «خب در سن ۸۵ سالگی اگر به گذشته برگردم و ببینم که در زمان حال توانسته بودم بر ترس از شکستم غلبه کنم و پرواز با هلیکوپتر را یاد گرفته بودم به خودم افتخار میکردم…»


این یک تمرین ذهنی است.
در واقع، شما با یک مفهوم روانشناسی آشنا شدید که به شما میگوید اقدام شما در کوتاه مدت، پشیمانی کمتری به نسبت عدم اقدام کردن شما در بلند مدت خواهد داشت.

شما اگر کسب و کاری راه اندازی کنید (اقدام) و شکست بخورید، شاید شکستی تلخ باشد اما پس از مدتی آنرا فراموش خواهید کرد یا دیگر اثری بر زندگی تان نخواهد داشت (اگر تعریف تان از شکست را تغییر داده باشید…)

اما اگر هیچوقت کسب و کاری راه اندازی نکنید (عدم اقدام) چون شاید شکست بخورید، در زندگی همیشه حسرت روزهایی که میتوانستید کسب و کاری راه اندازی کنید اما نکردید را خواهید خورد.

پس، ازین به بعد، همیشه در زندگی سعی کنید تعریف تان را از شکست تغییر بدید و هروقت احساس کردید حسی در شماست که به شما میگوید تلاش نکنید، خودتان را با تکنیک «صندلی راحتی افراد مسن» به آینده ببرید و از آنجا به گذشته فکر کنید و ببینید آیا اگر آن کار را انجام بدید، در  ۸۵ سالگی شاد خواهید بود یا ناراحت؟ حسرت گذشته را خواهید خورد یا به خودتان افتخار خواهید کرد؟

 

منبع:

سایت 12ceo

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,زندگی ,غلبه ,رابینز ,موفقیت ,هیچوقت ,آنتونی رابینز ,برای غلبه ,شکست بزرگ ,افراد مسن» ,راحتی افراد ,«صندلی راحتی افراد ,تکنیک «صندلی راحتی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

شکست و ناکامی در تحقق اهداف به‌ویژه در دنیای امروز برای اغلب مردم یک تابو به شمار می‌رود و هیچ‌کس دوست ندارد حتی یک بار هم شکست را تجربه کند؛ این در حالی است که همه می‌دانند تجربه شکست در زندگی شخصی یا کاری، یک امر اجتناب‌ناپذیر است.

اما چرا شکست تا این اندازه در ذهن انسان‌ها بزرگ و ترسناک جلوه می‌کند؟ چرا ما اغلب مانند مرگ از شکست می‌هراسیم؟ اساساً وقتی به شکست فکر می‌کنیم، چه تصوراتی در ذهنمان نقش می‌بندد؟ پذیرفته نشدن در بین مردم؟ موردانتقاد قرار گرفتن یا نیش و کنایه شنیدن؟ یا چیزهای دیگر؟

 

تونی رابینز، کارآفرین و نویسنده آمریکایی در این مورد می‌گوید: «ما بیشتر برای درد نکشیدن تلاش می‌کنیم تا برای لذت بردن». معنایش این است که برای بسیاری از افراد شکست نخوردن مهم‌تر از پیروز شدن و پیشرفت کردن است. جالب اینجاست که فشاری که افراد از بابت ترسشان از شکست تحمل می‌کنند، در اغلب موارد بیش از فشاری است که براثر یک شکست واقعی به آنها وارد می‌شود.

ترس از شکست خصوصاً در عرصه کارآفرینی و کسب‌وکار عاملی بسیار تأثیرگذار است؛ عاملی که نه‌تنها در کوتاه‌مدت به درجا زدن یک کسب‌وکار منجر می‌شود، بلکه حتی می‌تواند آن را در بلندمدت به نابودی کامل بکشاند. البته نباید از این واقعیت غافل شد که همه کارآفرینان پیش از راه‌اندازی کسب‌وکارشان به‌نوعی بر

ترس از شکست غلبه کرده‌اند اما آنها باید مراقب باشند که دشواری‌های کسب‌وکار باعث نشود که این ترس دوباره به وجود آنها بازگردد؛ اگر چنین شود این کارآفرینان دیگر نخواهند توانست از فرصت‌های پیش رویشان استفاده کنند و به‌مرور دستاوردهای قبلی خود را هم از دست خواهند داد.

به‌طورکلی

ترس از شکست می‌تواند به پنج طریق موجب عدم پیشرفت کسب‌وکار شما شود و درنهایت آن را به سمت تباهی و نابودی کامل سوق دهد:

1. ترس از شکست باعث احتیاط بیش‌ازحد می‌شود

اگر

ترس از شکست در وجود شما نهادینه شود و شما نتوانید زنجیری که ترس بر پایتان بسته را پاره کنید و خود را از چنگال ترس برهانید، هرگز نخواهید توانست به سرزمین آرزوهای خود برسید. واقعیت این است که ترس باعث می‌شود که شما در کسب‌وکار خود بیش‌ازحد وسواس و احتیاط به خرج دهید و ناخواسته از فرصت‌های زیادی چشم‌پوشی کنید. همان‌طور که اشاره شد،

ترس از شکست معمولاً از خود شکست دردناک‌تر است؛ بعضاً وقتی شکست می‌خورید تازه متوجه می‌شوید که شکست آن‌قدرها هم بد نیست! شکست حتی می‌تواند بیش از پیروزی به شما انگیزه ببخشد؛ بسیاری از افراد موفق و معروف تاریخ بارها شکست را تجربه کرده‌اند. با افکار منفی خود در مورد شکست مبارزه کنید، از کنج راحتی خود خارج شوید، احتیاط بیش‌ازحد را کنار بگذارید و نفس بکشید.

2. ترس از شکست، مسیر رسیدن به سرزمین فراوانی را مسدود می‌کند

افراد به‌طورکلی می‌توانند دو مسیر متفاوت را برای زندگی و کسب‌وکار خود انتخاب کنند. مسیر اول همان مسیری است که اغلب انسان‌ها آن را انتخاب می‌کنند و درنهایت به سرزمین کمیابی و محدودیت ختم می‌شود؛ سرزمینی که در آن هیچ‌چیز به اندازه کافی موجود نیست. در این سرزمین نه پول کافی یافت می‌شود، نه فرصت‌های کافی، نه مهارت‌های کافی و نه هیچ‌چیز دیگری به اندازه کافی. سرزمین محدودیت‌ها یک سرزمین خطرناک است که بسیاری از ما زمان زیادی را در آن می‌گذرانیم؛ سرزمینی که

ترس از شکست ما را به آن رهنمون می‌سازد.

مسیر دوم اما به سرزمین فراوانی منتهی می‌شود؛ سرزمینی که در آن همه‌چیز به‌وفور موجود است. اگر در این سرزمین به دنبال پول باشیم، بیشتر از نیازمان پول کسب می‌کنیم؛ اگر زمان بخواهیم، بیشتر از آنچه توانایی گذراندنش را داشته باشیم زمان در اختیار خواهیم داشت. فرصت‌ها، موقعیت‌ها، مهارت‌ها، شراکت‌های تجاری، همکاری، عشق، احترام و ... در این سرزمین بیش‌ازحد کافی در دسترس اهالی آن قرار دارد. پس باید بکوشیم که

ترس از شکست ما را از این سرزمین دور نکند.

3. ترس از شکست، فرصت‌های توسعه کسب‌وکار را محدود می‌کند

حتی اگر شما یک فرد موفق در کسب‌وکار خود باشید،

ترس از شکست موجب خواهد شد که شما نتوانید کسب‌وکارتان را آن‌طور که بایدوشاید توسعه دهید. این ترس نخواهد گذاشت شما وارد بازارهای جدید شوید، سفارشات بیشتری بپذیرید، نیروهای بیشتری استخدام کنید و فروشتان را به‌سرعت افزایش دهید. شما از این می‌ترسید که مبادا نتوانید تعهدات خود را به انجام برسانید و این ترس ظاهراً منطقی است. شما با خود می‌گویید وقتی کارها به‌خوبی پیش می‌رود یعنی نیازی به تغییر نیست، اما این تفکر اشتباه است.

هدف از زندگی فقط زنده ماندن نیست؛ ما زنده‌ایم تا پیشرفت کنیم و همه ما ذاتاً به این واقعیت اعتقاد داریم، اما همیشه ترس باعث می‌شود از ادامه راه باز بمانیم. هرگاه ترس بر شما غلبه کرد، با تمام توانتان سعی کنید بر آن چیره شوید و ورق را برگردانید. به این بیاندیشید که اگر ریسک نکنید، اگر از فرصتی که پیش آمده است بهره نگیرید و اگر به همان کسب‌وکار کوچک و بدون چالش قانع شوید، در آینده چه سرنوشتی در انتظارتان خواهد بود. کسب‌وکار شما وقتی به اندازه واقعی‌اش خواهد رسید که شما با تمام توان و بدون ترس بتازید.

4. ترس از شکست قابلیت کسب پول و ثروت را کاهش می‌دهد

وقتی شما نتوانید ریسک کنید و از فرصت‌ها بهره بگیرید، نخواهید توانست پول بیشتری از کسب‌وکار خود به دست بیاورید. اصلاً چگونه انتظار دارید سود بیشتری کسب کنید وقتی افکار منفی ذهنتان را فرا گرفته و توانایی‌های آن را محدود کرده‌اند؟

ترس از شکست شما را به سرزمین محدودیت‌ها هدایت می‌کند؛ جایی که برای پول درآوردن باید در صف بایستید.

هر چیزی که اکنون در زندگی شما رنگ واقعیت به خود گرفته، زمانی تنها یک فکر بوده است. اساساً کل زندگی ما حاصل افکار و تجلی اندیشه‌های ماست. پس اگر برای کسب سود بیشتر از کسب‌وکارتان کاملاً جدی هستید، باید

ترس از شکست که شاید عمیقاً در وجودتان ریشه دوانده باشد را به هر نحو ممکن کنار بگذارید تا فکرتان آزاد شود. البته این کار به‌هیچ‌وجه ساده و بی‌زحمت نیست اما اگر بتوانید از این مرحله عبور کنید و

ترس از شکست را کنار بگذارید، دستاوردهایی فراتر از حد تصورتان خواهید داشت.

5. ترس از شکست تمامی ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد

شما به‌عنوان یک کارآفرین، به‌ویژه در مراحل اولیه راه‌اندازی کسب‌وکارتان مجبورید راهکارهای مختلفی را آزمون کنید. موفقیت در این راه مستلزم این است که صبح زود برخیزید، هدف‌گذاری کنید، برای تحقق اهدافتان گام‌های عملی بردارید و صدالبته در این راه ثابت‌قدم باشید.

ترس از شکست نه‌تنها شما را از مسیر موفقیت منحرف می‌کند بلکه یک نیروی ناسالم و منفی را در شما به وجود می‌آورد؛ نیرویی که تمامی ابعاد زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی هرگاه کسب‌وکار شما دچار مشکل می‌شود، استرس و نگرانی بر شما غلبه می‌کند و ترس به عنصر ثابت زندگی شما بدل می‌شود.

این ترس و نگرانی همیشگی سلامت شما را به خطر می‌اندازد، رژیم غذایی شما را دگرگون می‌کند، بر روابط کاری و شخصی شما سایه می‌افکند و خلاصه اینکه به معنای واقعی کلمه زندگی شما را به‌کلی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

همیشه سعی کنید ارزیابی درستی از شکست داشته باشید یعنی برآورد کنید که اگر شکست بخورید چه اتفاقی می‌افتد و اگر به دلیل

ترس از شکست، دست به هیچ اقدامی نزنید چه فرصت‌هایی را از دست خواهید داد. این‌گونه شما می‌توانید بر ترس خود غلبه کنید و پس از آن خواهید دید که در دنیای کسب‌وکار چه فرصت‌های گوناگونی برای افراد جسور وجود دارد.

 

منبع:

سایت تابناک

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,کسب‌وکار ,سرزمین ,زندگی ,مسیر ,می‌شود ,قرار می‌دهد ,سرزمین محدودیت‌ها ,اندازه کافی ,تمامی ابعاد ,ابعاد زندگی ,تمامی ابعاد زندگی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

برای غلبه بر

ترس از شکست باید با ترس‌هایمان روبرو شده و باور کنیم برای رسیدن به موفقیت و تحقق رویاها شکست اجتناب ناپذیر است و می‌تواند مانند یک آموزگار پلکانی برای موفقیت ما در آینده باشد.

تصور کنید می‌توانستید بدون هیچ احساس ترس و یا احساسات منفی، هر کاری را که می‌خواهید در جهان انجام دهید.

ترس از شکست در ما از دوران کودکی به وجود آمده است. از همان زمانی که مدام به ما گفته شد این کار را نکن، اینجا نرو و… و این‌ها باعث شد که به‌جای اقدام و عمل، محتاط شده و یاد بگیریم که به دنبال اجازه و تائید باشیم. همان‌طور که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شویم این باور، ناخودآگاه و خودکار شده و مانند یک سایه نامرئی ما را کنترل می‌کند.

به گزارش

سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، غلبه بر ترس از شکست آسان نیست، اما اگر شما مصمم باشید که در جهت رشد شخصی خود گام بردارید، حتماً موفق خواهید شد تا بر ترس خود غلبه کنید.

هیچ قرص جادویی برای بی‌تفاوت شدن نسبت به ترس‌ها وجود ندارد. شما باید با ترس‌های خود روبرو شوید.

 

۱- شناخت علت ریشه‌ای ترس ترس از شکست شما از کجا ناشی می‌شود؟

آرام بنشینید، چند نفس عمیق بکشید، از خودتان بپرسید که

ترس از شکستتان از چه زمانی شکل‌گرفته است، و به آنچه می‌بینید، احساس می‌کنید یا می‌شنوید دقت کنید. وقتی متوجه شدید

ترس از شکست از کجا نشات می‌گیرد، خواهید دید که ذهنتان تفسیر دقیقی از موقعیت‌ها و ترس‌ها نداشته است. متوجه خواهید شد که والدین یا معلم بیش‌ازحد محتاط شما با نیت خیر و برای مراقبت از شما این نوع تفسیر ذهنی را به شما القا کرده‌اند. به‌سادگی می‌توان دید که چگونه حوادث گذشته بر درک ما از خودمان تاثیر می‌گذارد. اما اگر بتوانید از بیرون به آن وقایع نگاه کنید متوجه خواهید شد که خیلی از احساسات شما به خود شما ارتباطی ندارند. این در بررسی افکار منفی بسیار اهمیت دارد، افکاری که تاثیر بسیاری بر زندگی ما می‌گذارند.

 

۲- ساده کردن

اگر سعی کنید یک کار یا فکر سخت و پیچیده را تجسم کنید احتمالا دچار سرخوردگی خواهید شد. ازآنجایی‌که نمی‌دانید از کجا و چگونه آغاز کنید دچار ترس و احساس ناامیدی خواهید شد. اما اگر هدفتان را به هدف‌های ساده و کوچک تقسیم کنید با وضوح بیشتری به‌سوی جلو گام برخواهید داشت و دیگر هنگام اقدام به عمل مشکل یا ترسی نخواهید داشت. بازهم اگر نمی‌دانستید چه باید بکنید از دیگران سوال کنید و کمک بگیرید یا اطلاعات مورد نیازتان را جستجو کنید. شور و شوق خود را پیدا کنید و از مسیری بروید که قبل از آن هرگز نرفته‌اید.

 

۳- شکست اجتناب‌ناپذیر است

برای داشتن یک زندگی قابل‌توجه شکست خوردن اجتناب‌ناپذیر است. همه ما می‌خواهیم یک زندگی پر از اشتیاق، معنا و هدف داشته باشیم. اما این میسر نمی‌شود اگر شما تسلیم ترس‌هایتان شوید و در جستجوی راحتی باشید. دیر یا زود شما باید بر

ترس از شکست خود غلبه کنید، و در طول زندگی خود ترس‌های بسیاری هست که باید آن‌ها را نادیده بگیرید. گاهی اوقات روبرو شدن با ترس‌ها غافلگیرکننده، خسته‌کننده و ناامیدکننده است اما هرچه دوره‌های سختی بیشتری را بگذرانید، بیشتر رشد می‌کنید. اگر می‌خواهید رویاهایتان را زندگی کنید باید در بخش‌هایی از زندگی‌تان شکست بخورید.

 

۴- شکست بیشتر، موفقیت بیشتر

رابرت آلن می‌گوید: «هیچ شکستی وجود ندارد، تنها بازخورد است». هر چه بیشتر شکست بخورید بیشتر موفق خواهید شد. از انتقاد سازنده استقبال کنید چراکه به شما این فرصت را می‌دهد تا آنچه می‌خواهید انجام بدهید را بهبود ببخشید.هرگز تصور نکنید همه‌چیز را می‌دانید یا هرگز شکست نخواهید خورد. حتی موفق‌ترین افراد هم در روزهای مختلف شکست‌خورده‌اند. تفاوت بین یک فرد موفق و کسی که هنوز موفق نیست، در تحقق این نکته است که فرد موفق شکست را یک پله می‌داند نه پایان راه.

 

۵- شکست موقتی است

در ابتدا به نظر می‌آید شکست دائمی است اما این‌گونه نیست. هنگامی‌که شما شکست خوردن را تصور می‌کنید، احتمالا آن‌گونه بازی خواهید کرد تا تصورتان محقق شود و به‌راستی شکست بخورید. اما زندگی واقعی این‌گونه عمل نمی‌کند. بعضی از فیلم‌های موردعلاقه خود را در نظر بگیرید. شخصیت اصلی ممکن است مبارزه کند و بارها و بارها شکست بخورد تا یک درس حیاتی بیاموزد. شما نیز نمی‌توانید آینده را پیش‌بینی کنید، به این معنی که نمی‌دانید این شکست شما خوب است یا بد و به نفعتان خواهد بود یا نه. اگر از شکستتان یاد بگیرید و ادامه دهید، شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود. درواقع شکست شما را به خود ایده آلتان تبدیل می‌کند. شاید بعد از بارها شکست بازهم از آن بترسید اما مهم این است که بدانید

ترس از شکست تنها یک تفکر است و احساسات ناشی از آن اغلب غیرواقعی، اغراق‌آمیز و خارج از کنترل است. این تنها یک فیلم ذهنی است که قبل از اینکه داستان حتی شروع شود، باید آن را متوقف کرد. اکثر مردم هرگز این افکار منفی خود را متوقف نکرده و اشتباه بودن آن را قبول نمی‌کنند. اما بدانید این افکار و احساسات منفی می‌توانند تمام قدرت شما را بگیرند.

 

۶- ذهنتان را آزاد کنید

بودا می‌گوید: «ذهن همه‌چیز است. شما آن‌گونه خواهید شد که می‌اندیشید». ما می‌توانیم از اسارت افکارمان رها شویم اما چگونه؟ احساسات ما از افکارمان ناشی می‌شود. اگر من فکر کنم که به‌اندازه کافی خوب نیستم، و به این باور برسم، احساس مرتبط با آن را تجربه خواهم کرد. به‌عبارت‌دیگر، من احساس می‌کنم که به‌اندازه کافی خوب نیستم. اما فقط به این دلیل که به آن اعتقاد دارید مجبور نیستید مطابق با آن عمل کنید. این چگونه می‌تواند به غلبه شما بر ترس از شکست کمک کند؟ درواقع شما مجبور نیستید مطابق هر اندیشه‌ای که دارید عمل کنید. اگر افکارتان به شما می‌گوید که شکست خواهید خورد،‌ مجبور نیستید واکنش نشان دهید، می‌توانید آن را تماشا کرده و از کنارش عبور کنید. شما می‌توانید احساس

ترس از شکست را تجربه کنید و آن را بپذیرید اما بدانید در عمل چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

 

۷- دیدگاه خود را تغییر دهید

ژاپنی‌ها می‌گویند «

شکست آموزگار موفقیت است». چه کسی به شما گفته است که شکست چیز بدی است؟ آیا لزوما هر چیزی که احساس بدی ایجاد می‌کند واقعا بد است؟ هر عقیده و اندیشه که باعث می‌شود ما احساس بدی داشته باشیم باید موردبررسی قرار گیرد. چه خوب است که بدانیم چه چیزی باعث

ترس از شکست در ما می‌شود؟ هرگز خودتان را برای اینکه کامل نیستید آزار ندهید. همه ما در ناخودآگاهمان ترس‌های مخصوص به خودمان راداریم که ریشه درگذشته ما دارند. اما این ترس‌ها به رشد و پیشرفت ما کمک می‌کند. این ترس‌ها زمانی ظاهر می‌شوند که به آن‌ها بها دهیم. به شکست به‌عنوان یک برکت پنهانی نگاه کنید. ما از طریق شکست‌هایمان و نه از موفقیت‌هایمان است که عاقل‌تر می‌شویم. شاید این تا حدی ناامیدکننده است اما به ما نظم و ارزیابی فرایندی که می‌تواند منجر به نتیجه شود را می‌آموزد. پس به دوره‌های شکست خود به‌عنوان زمانی برای آموختن نگاه کنید. همین قضیه در مورد زندگی نیز صدق می‌کند. هر زمان که با مشکلی مواجه شدید، از آن یاد بگیرید و رشد کنید، و بدانید که این نیز می‌گذرد.

 

۸- رشد شخصی

همه ما یک سری ترس‌های اولیه و اساسی داریم. درحالی‌که با برخی از آن‌ها به‌راحتی کنار می‌یاییم و در برخی از آن‌ها گیر می‌کنیم. از ترس‌های خود به‌عنوان نشانه‌هایی استفاده کنید که به شما می‌گوید کجا می‌توانید بهتر رشد کنید. ترس از شکست چیزی است که هرکسی با آن مواجه می‌شود و به خاطر تصورات ذهنی ما ممکن است وحشتناک به نظر برسد. به تصاویر و افکاری که هنگام

ترس از شکست در شما ظاهر می‌شود فکر کنید. چی می‌بینید؟ آیا خود را درحالی‌که شکست‌خورده‌اید و گروه بزرگی از مردم به شما می‌خندند می‌بینید؟ این تنها یک داستان یا یک فیلم است که می‌توانید به‌سادگی آن را کنار بگذارید. به‌عبارت‌دیگر شما از عدم موفقیت نمی‌ترسید شما از فیلم ذهنی که در آن بازی می‌کنید می‌ترسید.

 

۹- استقبال از ترس

هرکسی به یک میزانی دچار ترس می‌شود. هیچ‌کس متفاوت نیست و به نظر می‌رسد به DNA ما مربوط می‌شود. اما هرچه زودتر با ترس‌هایتان دوست شوید، سریع‌تر می‌توانید به جلو حرکت کنید. این ترس نیست که شما را از رفتن به سمت رویاهایتان بازمی‌دارد، بلکه تصمیماتی است که تحت تاثیر ترس‌هایتان می‌گیرید. درواقع شما می‌توانید شیوه واکنشتان به ترس‌ها، افکار و نگرانی‌هایتان را تغییر دهید.

 

۱۰- اقدام کنید

در حال حاضر دسترسی ما به اطلاعات بیش از گذشته است. شما آسان‌تر از قبل می‌توانید یاد بگیرید و انجام دهید. این فوق‌العاده است اما بازهم اگر ندانیم که چگونه شنا کنیم ممکن است در دریا غرق شویم. کلید این است که به‌اندازه‌ای یاد بگیریم که بتوانیم یک گام به جلو برویم. و بدانید هنگامی‌که عملتان با ندای قلبتان همراه شود، پیشرفت شما سریع‌تر و قدرتمندتر خواهد بود. خواهید دید درحالی‌که اکثر مردم منتظر رسیدن به لحظه‌ای هستند که یادگیری‌شان کامل شود، شما هم‌زمان در حال یادگیری،‌ اقدام و رشد خواهید بود. این همان چیزی است که شما را به تحقق رویاهایتان نزدیک خواهد کرد.

 

۱۱-آینده خود را تصور کنید

گاهی اوقات منفی بودن کمک می‌کند. آینده‌ای را تصور کنید که ترس زندگی شما را کنترل کرده است. به چه شکل خواهد بود؟ به کجا رسیده‌اید؟ و آیا در لحظات آخر عمرتان احساس پشیمانی می‌کنید؟ حال زندگی و آینده خود را با توجه به پیگیری علاقه‌ و رویاهایتان باوجود ترس‌هایتان تصور کنید. زندگی شما آن‌گونه است که همیشه دوست داشتید. به پشت سر خود نگاه می‌کنید. مطمئنا اشتباهاتی داشته‌اید، حتی ممکن است یکی دو بار نیز احساس شرمندگی کنید اما تمام آن‌ها رنگ‌هایی است که به بوم زندگی‌تان پاشیده شده و آن را زیباتر کرده است. می‌توانیم در خانه بنشینیم و برای خودمان احساس تاسف کنیم اما این هیچ‌چیز را تغییر نمی‌دهد. برای داشتن یک زندگی بدون پشیمانی باید به خود اجازه اشتباه کردن بدهید. رنگ‌ها را به روی بوم بپاشید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. ممکن است از آنچه که می‌سازید شگفت‌زده شوید. این زندگی شماست نه دیگران. این تجربه شماست. از آن لذت ببرید.

 

۱۲- ماندن در لحظه اکنون

اکثر ما عادت کرده‌ایم که مدام یا درگذشته باشیم یا به آینده فکر کنیم. یا پشیمانیم از آنچه که انجام داده یا نداده‌ایم و یا نگرانیم از آنچه که در آینده ممکن است رخ بدهد. استفاده از گذشته در زمان حال اگر با هدف باشد (مانند آنچه در شماره ۱۱ گفته شد) خوب است اما اینکه فرمان افکارتان را به دست گذشته بسپارید اصلا خوب نیست. در لحظه اکنون مشکلی وجود ندارد. اگر شما در حال خواندن این مطلب هستید، به‌احتمال بسیار زیادی خوب هستید. سقفی بالای سر، غذایی در یخچال و احساس خوبی دارید. شما بدون داشتن سقف بالای سر هم می‌توانید خوب باشید. آنچه باعث می‌شود احساس خوبی نداشته باشید ذهنتان و داستان‌هایی است که از موقعیت شما برایتان می‌سازد. آنچه لحظه اکنون به شما هدیه می‌دهد را بپذیرید؛ نفس کشیدن، بوییدن، شنیدن و لذت بردن از کسی که هستید. شما از قبل کلید خوشبختی‌تان را در اختیار دارید.

 

۱۳- به ندای قلبتان گوش کنید

هنگامی‌که تصمیم می‌گیرید به دنبال علاقه‌تان بروید، احتمال بیشتری دارد که ترس‌هایتان بزرگ و بزرگ‌تر شوند اما راه دیگری برای تحقق رویاهایتان وجود ندارد. شاید در جای دیگر بیشتر احساس امنیت کنید اما هرگز خوشحال و راضی نخواهید بود. پیروی از قلب و احساساتتان است که می‌تواند واقعا شما را هیجان‌زده کند. راهی جالب برای زندگی که پیشنهاد می‌کنم حتما آن را امتحان کنید. غلبه بر

ترس از شکست به‌اندازه‌ای سخت است که خودتان آن را سخت می‌کنید. هنگامی‌که شما با ترس‌های خود روبرو می‌شوید، متوجه خواهید شد که آن‌ها به‌اندازه‌ای که فکر می‌کردید، بد و ناجور نیستند. درنهایت چه چیزی وجود خواهد داشت؟ ترس‌های شما یا رویاهایی که تحقق پیداکرده‌اند؟ پس از سواری لذت ببر!

 

منبع:

سایت سایک‌نیوز

 

ترس از شکست داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی


عادت دستیابی

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شکست ,خواهید ,زندگی ,آنچه ,می‌توانید ,می‌شود ,تصور کنید ,وجود ندارد ,مجبور نیستید ,لحظه اکنون ,نگاه کنید ,مجبور نیستید مطابق
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

Persian Lfc طراحی بنر حرفه ای (وبلاگ همه جوره) پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان رسانه هنرمندان بلوچ بسیج دانش آموزی شهید بهنام محمدی دانلود آهنگ های غمگین ،احساسی و عاشقانه پرتال تفریحی ، خبری ولایت عشق پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان امشب دانلود|دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم فایل فروش